bunker
bunker - پناهگاه
noun - اسم
UK :
US :
یک پناهگاه مستحکم برای سربازان، معمولاً در زیر زمین
یک سوراخ بزرگ روی زمین گلف پر از شن
مکانی که در آن زغال سنگ را ذخیره می کنید، به خصوص در کشتی یا بیرون از خانه
ضربه زدن به توپ گلف به پناهگاه
a shelter usually underground, that has strong walls to protect the people inside it from bullets or bombs
پناهگاهی معمولاً زیر زمینی که دیوارهای محکمی برای محافظت از افراد داخل آن در برابر گلوله یا بمب دارد.
در گلف، یک ناحیه توخالی از زمین پر از ماسه، که ضربه زدن به توپ از آن دشوار است
an underground shelter used as protection from bombs
یک پناهگاه زیرزمینی که به عنوان محافظت در برابر بمب ها استفاده می شود
عمارت اصلی، مرکز ماندویل، به اندازه یک پناهگاه بتنی جذاب است.
هر نگهبان پناهگاه به شدت در سایههای شبانهای که جلوی او بود، فشار میآورد.
در تلاش برای خاموش کردن آن، او فقط موفق شد پناهگاهی را پیدا کند.
از دسته درختان سمت راست، به پناهگاه سمت چپ جلو رفت.
Given better fortune shots that bounced off hillocks and into bunkers might have bounced on to greens.
با توجه به شانس بهتر، عکسهایی که از تپهها و پناهگاهها پرتاب میشوند، ممکن است به سبزهها نیز برسند.
سپس آنها می توانند از پناهگاه های خود استفاده کنند.
چمن سر چماق او را گرفت و او توپش را در یکی از آن سنگرها فرو کرد.
a concrete/underground/secret bunker
یک پناهگاه بتنی / زیرزمینی / مخفی
یک پناهگاه زغال سنگ
او شلیک دوم خود را به یک پناهگاه زد.
او کار سختی داشت که توپ را از سنگر بیرون آورد.
کابینه جنگ در یک پناهگاه زیرزمینی تشکیل جلسه داد.
In preparation for the worst, huge underground bunkers were built.
برای آماده شدن برای بدترین، سنگرهای زیرزمینی عظیمی ساخته شد.
ditch
گودال
dugout
استحکامات
fortification
روباه
foxhole
پناه
سنگر
trench
کلبه
blockhouse
پناهگاه زیرزمینی
underground shelter
انبار
cellar
غار
cave
حفاری
pit
توخالی
excavation
شفت
hollow
حفره
shaft
سوراخ
cavity
دهانه
افسردگی
crater
تورفتگی
فرورفتگی
indentation
تقعر
dent
رنگ کردن
concavity
قرارداد
dint
مال خودم
recess
خوب
indenture
حفر کردن
صید
pothole
گمانه
cavern
quarry
borehole
attic
اتاق زیر شیروانی
