bigot
bigot - متعصب
noun - اسم
UK :
US :
کسی که متعصب است
a person who has strong unreasonable beliefs and who does not like other people who have different beliefs or a different way of life
فردی که دارای باورهای قوی و غیرمنطقی است و افراد دیگری را که عقاید یا شیوه زندگی متفاوتی دارند دوست ندارد.
a person who has strong unreasonable ideas, esp. about race or religion and who thinks anyone who does not have the same beliefs is wrong
فردی که ایده های قوی و غیر منطقی دارد، به ویژه. در مورد نژاد یا مذهب، و اینکه فکر می کند هرکسی که اعتقادات مشابهی ندارد اشتباه می کند
He once called liberalism a form of bigotry, but he did not particularly mind being called a bigot himself.
او زمانی لیبرالیسم را نوعی تعصب نامید، اما به خصوص بدش نمیآمد که خودش را متعصب بخوانند.
منتقدان می گویند شهردار متعصبی است که به تنش های نژادی در شهرش دامن می زند.
کاری که باید انجام دهید این است که در رویکرد پراکنده خود برای برچسب زدن افراد متعصب دقت بیشتری داشته باشید.
روحانیت متعصب و منافق، مردم را تحریک کردند، او تدارک دید.
در اواخر کمپین، گزارش شد که او جف را یک سفیدپوست و متعصب همجنسگرا هراس خطاب کرده است.
متعصب مذهبی
Religious bigots have often employed the cunning device of converting other people's heroes into villains, to suit their own purposes.
متعصبان مذهبی اغلب از ابزار حیله گر تبدیل قهرمانان دیگران به شرور استفاده می کنند تا با اهداف خود مطابقت داشته باشند.
ما باید متعصبان را از هر کجا که هستند جستجو کنیم، حتی آنهایی که فراتر از قانون هستند.
چاک مخفف چارلی است و چارلی نام رمز قدیمی یک متعصب سفیدپوست خانهدار است.
احمق های احتمالی با تعصب برای پدران، بازنده ها برای شوهران، و پست، ساعات فانی.
a racist bigot
یک متعصب نژادپرست
an anti-Catholic/anti-Muslim/anti-gay bigot
یک متعصب ضد کاتولیک/ضد مسلمانان/ضد همجنسگرایان
متعصب مذهبی
او به عنوان فردی متعصب دمدمی مزاج معروف بود.
برخی از مردم شهر متعصبی هستند که خارجی ها را با نام های وحشتناک صدا می کنند.
او به دلیل اظهارات متعصبانه از کمیته حذف شد.
racist
نژاد پرست
racialist
نژادپرست
chauvinist
شوونیست
sexist
جنسیتی
segregationist
جدایی طلب
homophobe
همجنسگرا
persecutor
آزار دهنده
intolerant
بی تحمل
jingoist
جینگویست
MCP
MCP
anti-Semite
ضد یهود
prejudiced person
فرد متعصب
male chauvinist pig
خوک نر شوونیست
xenophobe
بیگانه هراسی
supremacist
برتری طلب
white supremacist
برتری طلب سفید پوست
jingo
جینگو
patriarchist
پدرسالار
nationalist
ملی گرا
superpatriot
ابروطن پرست
anti-feminist
ضد زن
woman-hater
زن متنفر
misogynist
زن گریز
flag-waver
پرچم گردان
fanatic
متعصب
klansperson
klansperson
doctrinaire
دکترینر
diehard
جان سخت
sectarian
فرقه ای
masculist
مردانه
male chauvinist
شوونیست مرد
humanitarian
بشردوستانه
لیبرال
در حد متوسط
tolerator
تحمل کننده
محافظه کار
حریف
nonsectarian
غیر فرقه ای