acne

base info - اطلاعات اولیه

acne - آکنه

noun - اسم

/ˈækni/

UK :

/ˈækni/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [acne] در گوگل
description - توضیح

  • یک مشکل پزشکی که باعث ایجاد لکه های قرمز زیادی روی صورت و گردن شما می شود و عمدتاً جوانان را درگیر می کند


  • یک بیماری پوستی رایج در جوانان که در آن لکه های کوچک و قرمز روی صورت و گردن ظاهر می شود


  • یک بیماری پوستی که در آن لکه‌های قرمز کوچک، معمولاً روی صورت و گردن ظاهر می‌شوند. در جوانان

  • Although most frequent between ages 11 and 30, acne can persist for many years.


    اگرچه آکنه بیشتر در سنین 11 تا 30 سالگی شایع است، اما آکنه می تواند سال ها باقی بماند.

  • Tim had very bad acne when he was in his teens.


    تیم در دوران نوجوانی آکنه بسیار بدی داشت.

  • It's not dirt that causes acne.


    این کثیفی نیست که باعث آکنه می شود.

  • Antibiotics are also prescribed for acne treatment and need to be given for several months at a time to be effective.


    آنتی‌بیوتیک‌ها نیز برای درمان آکنه تجویز می‌شوند و برای اثربخشی باید چندین ماه در یک زمان تجویز شوند.

  • Q: My teen-age daughter has acne that has gotten worse despite various diets and the vigorous use of different soaps.


    س: دختر نوجوان من آکنه دارد که با وجود رژیم های غذایی مختلف و استفاده شدید از صابون های مختلف بدتر شده است.

  • The baby never has colic, thrush, diaper rash, infant acne, or cradle cap.


    نوزاد هرگز قولنج، برفک، بثورات پوشک، آکنه نوزاد یا کلاه گهواره ندارد.


  • حالا که می‌دانید آن‌ها چه کردند تا سزاوار آکنه‌هایشان باشند، باید آسان باشد.

  • Her short red hair was crudely shaped in a wedge and her pallid cheeks and small chin were peppered with unsightly acne.


    موهای کوتاه قرمز او به شکل زمختی در یک گوه و گونه های رنگ پریده و چانه کوچکش پر از آکنه های ناخوشایند بود.

  • An affected young man with acne ordered me curtly to get out.


    یک مرد جوان مبتلا به آکنه به من دستور داد که بیرون بروم.

example - مثال
  • to suffer from/have acne


    رنج بردن از/داشتن آکنه

  • A lot of teenagers develop acne.


    بسیاری از نوجوانان دچار آکنه می شوند.

  • Acne often clears up by itself.


    آکنه اغلب به خودی خود از بین می رود.

  • Acne often clears up with a change in diet.


    آکنه اغلب با تغییر در رژیم غذایی برطرف می شود.

  • Doctors can treat acne with creams.


    پزشکان می توانند آکنه را با کرم ها درمان کنند.

  • He had terrible acne when he was younger.


    او در جوانی آکنه وحشتناکی داشت.

  • Acne is the curse of adolescence.


    آکنه نفرین نوجوانی است.

synonyms - مترادف
  • blackheads


    دانه های سر سیاه

  • pimples


    جوش ها

  • pizza-face


    پیتزا صورت

  • pustules


    پوسچول

  • rosacea


    آکنه روزاسه

  • spots


    لکه ها

  • whiteheads


    سرسفید

  • zits


    zits


  • وضعیت پوست


  • بیماری پوستی

  • skin inflammation


    التهاب پوست

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

poets

لغت پیشنهادی

hid

لغت پیشنهادی

responsibilities