adduce

base info - اطلاعات اولیه

adduce - استناد کنند

verb - فعل

/əˈduːs/

UK :

/əˈdjuːs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [adduce] در گوگل
description - توضیح
  • to give facts or reasons in order to prove that something is true


    ارائه حقایق یا دلایلی برای اثبات صحت چیزی


  • برای ارائه دلایلی که چرا فکر می کنید چیزی درست است

  • We can always adduce adequate reasons for whatever we may have done or said.


    ما همیشه می‌توانیم برای هر کاری که انجام داده‌ایم یا گفته‌ایم دلایل کافی بیاوریم.

  • The respondent may also adduce argument.


    پاسخ دهنده نیز ممکن است استدلال کند.

  • The taxpayer had adduced no evidence that the notice was wider than necessary.


    مالیات دهندگان هیچ مدرکی مبنی بر اینکه اعلان گسترده تر از حد لازم است ارائه نکرده بود.

  • The general rule was that no fresh evidence could be adduced once the jury had retired.


    قاعده کلی این بود که پس از بازنشستگی هیئت منصفه، هیچ مدرک جدیدی نمی‌توان ارائه کرد.

example - مثال
  • Several factors have been adduced to explain the fall in the birth rate.


    عوامل متعددی برای توضیح کاهش نرخ زاد و ولد ذکر شده است.

  • The defending lawyer was able to adduce evidence of his client’s innocence.


    وکیل مدافع توانست مدرکی دال بر بی گناهی موکلش ارائه دهد.

  • None of the evidence adduced in court was conclusive.


    هیچ یک از شواهد ارائه شده در دادگاه قطعی نبود.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

  • پنهان شدن

  • insert


    درج کنید

  • unquote


    نقل قول

لغت پیشنهادی

advancement

لغت پیشنهادی

adjustable

لغت پیشنهادی

radios