all-inclusive

base info - اطلاعات اولیه

all-inclusive - فراگیر - عمومی - کلی

adjective - صفت

/ˌɔːl ɪnˈkluːsɪv/

UK :

/ˌɔːl ɪnˈkluːsɪv/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [all-inclusive] در گوگل
description - توضیح

  • از جمله هزینه همه چیز در قیمت تعیین شده

  • an all-inclusive arrangement for example a holiday includes in its price all the services that people will need or expect with no additional costs


    یک قرارداد همه جانبه، برای مثال تعطیلات، شامل تمام خدماتی است که مردم به آن نیاز دارند یا انتظار دارند، بدون هزینه اضافی.


  • از جمله همه چیز

  • including all related things, esp. expenses


    از جمله همه چیزهای مرتبط، به ویژه. هزینه ها


  • از جمله همه چیز، به ویژه از جمله هزینه تمام خدماتی که ارائه می شود

  • Clearly if care programming aims to prevent people from becoming lost to services, it needs to be fairly all-inclusive.


    واضح است، اگر هدف برنامه‌ریزی مراقبت جلوگیری از گم شدن افراد در خدمات است، باید نسبتاً همه جانبه باشد.

  • From just about anywhere on the GalacNet she can access systems on other works including the all-inclusive Encyclobanks of SenFed Central.


    تقریباً از هر نقطه‌ای در GalacNet، او می‌تواند به سیستم‌های مربوط به آثار دیگر از جمله بانک‌های Encyclobanks SenFed Central دسترسی داشته باشد.

  • Thus understanding how it stirs is one of the best ways for geophysicists to create an all-inclusive picture.


    بنابراین، درک چگونگی تکان دادن آن یکی از بهترین راه‌ها برای ژئوفیزیکدانان برای ایجاد تصویری فراگیر است.

  • Jalhousie is an all-inclusive resort which means that when you arrive everything has already been paid for.


    Jalhousie یک استراحتگاه همه جانبه است که به این معنی است که وقتی وارد می شوید همه چیز قبلاً پرداخت شده است.

  • an all-inclusive vacation cruise


    یک سفر تفریحی همه جانبه برای تعطیلات

example - مثال
  • Our trips are all-inclusive—there are no hidden costs.


    سفرهای ما همه چیز را شامل می شود - هیچ هزینه پنهانی وجود ندارد.

  • a seven-night all-inclusive package


    یک بسته هفت شبه همه جانبه

  • an all-inclusive resort


    یک استراحتگاه همه جانبه

  • an all-inclusive vacation package


    بسته تعطیلات همه جانبه

  • The rental is an all-inclusive price including heating, electricity water etc.


    اجاره با قیمت تمام شده شامل گرمایش، برق، آب و غیره می باشد.

  • all-inclusive holiday/package/resort


    تعطیلات / بسته / استراحتگاه همه جانبه

synonyms - مترادف

  • جامع


  • کامل


  • پر شده

  • thorough


    جهانی


  • شامل

  • exhaustive


    گسترده

  • inclusive


    جهانی است


  • دایره المعارف انگلستان


  • دایره المعارف US


  • جمع

  • encyclopaedicUK


    پتو

  • encyclopedicUS


    آغوشگر


  • دایره المعارفی


  • پانوراما

  • compendious


    همه گیر

  • embracive


    بزرگ

  • cyclopedic


    همه جانبه

  • panoramic


    عمیق

  • omnibus


    فراگیر


  • همه کاره

  • encompassing


    پوشش همه

  • all-embracing


    پهن سنج

  • wide-ranging


    پهن سنجی

  • in-depth


    همه در

  • all-encompassing


    وسیع

  • all-in


  • cover-all


  • broad-gauge


  • broad-gauged



  • sweeping


antonyms - متضاد
  • incomplete


    ناقص


  • محدود


  • محدود، تنگ

  • restricted


    محصور

  • partial


    جزئي


  • خاص

  • selective


    انتخابی

  • determinate


    تعیین کنند

  • finite


    محدود، فانی

  • exclusive


    انحصاری

  • uncomprehensive


    غیر جامع

  • circumscribed


    محدود شده است

  • definite


    قطعی


  • کم اهمیت


  • کوتاه


  • نامفهوم

  • incomprehensive


    اندک


  • فقیر


  • ناکافی

  • inadequate


    ناتمام

  • unfinished


    حداقل

  • minimal


    پایه ای


  • کوچک


  • غیر قابل توجه

  • insubstantial


    تعریف شده است

  • defined


    رزرو شده است

  • reserved


    درست شد

  • fixed


    از پیش تعریف شده

  • predefined


    واجد شرایط

  • qualified


    دقیق

  • precise


لغت پیشنهادی

raised

لغت پیشنهادی

typing

لغت پیشنهادی

barbarity