avalanche
avalanche - بهمن
noun - اسم
UK :
US :
توده بزرگی از برف، یخ و سنگ که از کنار کوه می ریزد
مقدار زیادی یخ، برف و سنگ که به سرعت از کنار کوه می ریزد
خیلی چیزهایی که همزمان میرسند یا اتفاق میافتند
مقدار زیادی یخ، برف، خاک یا سنگ در حال سقوط ناگهانی و سریع از کنار کوه
شکل. بهمن نیز آمدن ناگهانی چیزهای بسیار زیاد است
The original station in the open was destroyed by an avalanche with the loss of thirty-five lives in 1964.
ایستگاه اصلی در فضای باز در سال 1964 توسط بهمن با از دست دادن 35 نفر از بین رفت.
The wave had had its ropes cut and was erupting in an avalanche of fury that would bury everything in its path.
موج طناب هایش را قطع کرده بود و در بهمنی از خشم فوران می کرد که همه چیز را در سر راهش دفن می کرد.
وقتی انبوهی از اسکناس ها را مدفون کردید، به نظر غیرممکن است که دوباره راه خود را بیرون بکشید.
در ابتدا نگهبان شب فکر کرد که بهمن سقوط کرده است.
او حدود یک سوم راه را طی کرده بود -- 200 فوت از کف دره -- که بهمن شروع شد.
اخبار رایگان یک اسلاید اعتباری با ابعاد بهمن آغاز کرد.
This no-fat attitude worries me because the avalanche of fat-free foods makes their goal nearly achievable.
این نگرش بدون چربی من را نگران می کند، زیرا بهمن غذاهای بدون چربی باعث می شود هدف آنها تقریباً قابل دستیابی باشد.
alpine villages destroyed in an avalanche
روستاهای کوهستانی در بهمن ویران شدند
هنگام اسکی بر اثر سقوط بهمن کشته شد.
بهمن نامه هایی در پاسخ به آگهی خود دریافت کردیم.
موضوعی که جنجال زیادی به راه انداخته است.
بهمن بی قانونی که تمدن ما را تهدید می کند
ما در بهمنی از نامه / تماس تلفنی / شکایت غرق شدیم.
انبوهی از شکایات دریافت کردیم.
barrage
رگبار
deluge
سیل
torrent
تورنت
flood
جریان
جزر و مد
tide
آبگرفتگی
volley
دوش
inundation
جرقه
طوفان
spate
موج
مقدار زیاد
تگرگ
باتری
hail
ریزش
سر و صدا
outpouring
یورش
flurry
آبشار
onslaught
بمباران
cascade
هجوم بردن
surge
حمله رعد اسا
bombardment
شوره
باران
blitz
توپخانه
salvo
بدنه هواپیما
بلیتزکریگ
ترکیدن
cannonade
طبل
fusillade
blitzkrieg
burst
drumfire