Band-Aid

base info - اطلاعات اولیه

Band-Aid - چسب زخم

N/A - N/A

ˈbænd.eɪd

UK :

ˈbænd.eɪd

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [Band-Aid] در گوگل
description - توضیح
  • a piece of thin material that is stuck to the skin to cover cuts and other small wounds


    تکه ای از مواد نازک که برای پوشاندن بریدگی ها و سایر زخم های کوچک به پوست چسبیده است

  • a Band-Aid solution to a problem is temporary and will not solve the problemused to show disapproval


    راه حل باند چسب برای یک مشکل موقتی است و مشکل را حل نمی کند - برای نشان دادن عدم تایید استفاده می شود

  • an organization set up by Bob Geldof in 1984 to collect money for people dying of hunger in Ethiopia. This was done by getting many famous popular musicians to make a record together called Do They Know It's Christmas?, and by organizing the Live Aid concerts in London and Philadelphia.


    سازمانی که توسط باب گلدوف در سال 1984 برای جمع آوری پول برای افرادی که از گرسنگی در اتیوپی می میرند تاسیس شد. این کار با ترغیب بسیاری از نوازندگان مشهور محبوب برای ساختن یک آلبوم به نام آیا می‌دانند کریسمس است؟ و با سازماندهی کنسرت‌های Live Aid در لندن و فیلادلفیا انجام شد.


  • نام تجاری برای یک تکه کوچک پارچه یا پلاستیک چسبناک که برای پوشاندن و محافظت از بریدگی روی پوست استفاده می‌کنید.


  • نام تجاری برای یک تکه پارچه نازک روی نواری که به پوست می‌چسبد و برای پوشاندن برش‌های کوچک استفاده می‌شود.


  • برای توصیف چیزی استفاده می شود که فقط برای مدت کوتاهی یا به صورت محدود مفید خواهد بود

  • Apply moleskin or a Band-Aid and leave in place until it falls off naturally in bath or shower.


    پوست خال خال یا چسب زخم را بمالید و بگذارید تا زمانی که در حمام یا دوش گرفتن به طور طبیعی از بین برود.

  • I excused myself and had all but swallowed a Band-Aid with a well-cooked scab nestled in its cushion pad.


    من خودم را معذورم و فقط یک چسب زخم را قورت داده بودم که دلمه ای خوب پخته شده بود که در بالشتک آن قرار داشت.

  • She took a Band-Aid out of her purse and stretched it over the cut.


    او یک چسب زخم را از کیفش بیرون آورد و آن را روی برش دراز کرد.

  • A Flintstones Band-Aid is placed strategically over the poster.


    یک نوار چسب Flintstones به صورت استراتژیک روی پوستر قرار داده شده است.

example - مثال
  • It was a band-aid solution for a major long-term problem.


    این یک راه حل چسب زخم برای یک مشکل بزرگ و طولانی مدت بود.

synonyms - مترادف
  • dressing


    تزئین

  • bandage


    بانداژ

  • plaster


    گچ

  • gauze


    گاز پانسمان

  • covering


    پوشش

  • cataplasm


    کاتاپلاسم

  • compress


    فشرده کردن

  • lint


    پرز

  • Elastoplast


    الاستوپلاست

  • poultice


    ضماد

  • spica


    اسپیکا

  • ligature


    لیگاتور


  • پچ

  • swathe


    تاب دادن

  • salve


    مرهم

  • band-aid


    چسب زخم

  • adhesive


    چسب

  • adhesive bandage


    مشمع چسب دار مخصوص روی زخم

  • sticking plaster


    پانسمان چسب

  • adhesive dressing


    گچ چسب

  • adhesive plaster


    پد

  • pad


    بند

  • strap


    سواب

  • swab


    زنجیر

  • sling


    تورنیکه

  • tourniquet


    پارچه

  • cloth


    تسمه بندی

  • strapping


    الزام آور

  • binding


    واد

  • wad


    گچ ذرت

  • corn plaster


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

tug

لغت پیشنهادی

amphipod

لغت پیشنهادی

ambrosial