aid
aid - کمک
noun - اسم
UK :
US :
help such as money or food given by an organization or government to a country or to people who are in a difficult situation
کمک هایی مانند پول یا غذا که توسط یک سازمان یا دولت به یک کشور یا به افرادی که در شرایط سختی هستند داده می شود
کمکی که برای انجام یک کار خاص نیاز دارید
کمک یا توصیه ای که به کسی که به آن نیاز دارد داده می شود
چیزی مانند ماشین یا ابزاری که به کسی کمک می کند کاری انجام دهد
املای آمریکایی کمک
کمک کردن به کسی برای انجام کاری
برای اینکه چیزی سریعتر یا آسانتر اتفاق بیفتد
آژانس توسعه بین المللی
help such as food medicines, or money given by a government or private organization to help people who are suffering from war hunger etc
کمک هایی مانند غذا، دارو یا پول که توسط یک سازمان دولتی یا خصوصی برای کمک به افرادی که از جنگ، گرسنگی و غیره رنج می برند، داده می شود.
کمک یا پشتیبانی
تجهیزاتی که در انجام کاری به شما کمک می کند
help in the form of food money medical supplies, or weapons that is given by a richer country to a poorer country
کمک به شکل غذا، پول، تجهیزات پزشکی یا سلاح که توسط یک کشور ثروتمندتر به کشور فقیرتر داده می شود.
به منظور جمع آوری پول برای گروهی از مردم که به آن نیاز دارند
برای کمک به
کمک به کسی برای انجام کاری غیرقانونی یا اشتباه
کمک یا پشتیبانی یا چیزی که آن را فراهم می کند
Aid is often used to refer to help given in the form of food money medical supplies, etc., to a country or group of people that is in need or because of an emergency
کمک اغلب برای اشاره به کمکی که در قالب غذا، پول، تجهیزات پزشکی و غیره به یک کشور یا گروهی از افراد نیازمند یا به دلیل شرایط اضطراری داده میشود، استفاده میشود.
money food medicine or other supplies that are sent to people or countries who need them because of a difficult situation
پول، غذا، دارو یا سایر لوازمی که برای مردم یا کشورهایی که به دلیل شرایط سخت به آنها نیاز دارند ارسال می شود
کمک کردن یا حمایت از کسی یا چیزی
کمک به کسی برای انجام کاری که غیرقانونی است
کمک ها به پناهندگان نمی رسد.
این پیش نویس همچنین کمک های بیشتری به صنعت برای بهبود رقابت پذیری آن ارائه می کرد.
صلیب سرخ به پناهندگان کمک می کند.
The education programme is dependent on foreign aid and the US Agency for International Development had been approached for funding.
برنامه آموزشی وابسته به کمک های خارجی است و آژانس توسعه بین المللی ایالات متحده برای تامین مالی به آن مراجعه کرده است.
اگر با صدای بلند صحبت کنید، روی سمعک می تواند بسیار بد باشد.
هر سال، ایالات متحده بیش از 1.8 میلیارد دلار کمک به کشورهای جنوب صحرای آفریقا ارسال می کند.
برداشت دیگری شکست خورده است و آژانس های کمک رسانی بین المللی نسبت به خطر قحطی گسترده هشدار می دهند.
اصطلاحنامه نه تنها به عنوان یک کمک بازیابی، بلکه به عنوان یک مرکز مرجع نیز عمل می کند.
As a result both candidates for governor are considering earmarking some state aid for salary increases.
در نتیجه، هر دو نامزد برای فرمانداری در نظر دارند برخی از کمک های دولتی را برای افزایش حقوق در نظر بگیرند.
گور حتی از نیوت گینگریچ، رئیس مجلس نیز کمک گرفت.
He was planning on enlisting the aid of the Association of Racing Commissioners to help get the law amended before next year.
او در حال برنامه ریزی برای جلب کمک انجمن کمیسران مسابقه برای کمک به اصلاح قانون قبل از سال آینده بود.
humanitarian/food/medical aid
کمک های بشردوستانه/غذایی/پزشکی
10 میلیون پوند کمک خارجی اضافی برای آسیب دیدگان زلزله در نظر گرفته شده است.
international aid workers
امدادگران بین المللی
او با کمک چوب راه می رود.
این کار بدون کمک کامپیوتر غیرممکن خواهد بود.
یکی از کارکنان دید که در سختی است به کمک او آمد (= او را یاری کرد).
عکس ها وسایل کمک آموزشی مفیدی می سازند.
جمع آوری پول برای کمک های خیریه
این همه گریه به کمک چیست؟
دولت بریتانیا هم اکنون کمک های بشردوستانه به این منطقه را متوقف کرده است.
رئیس جمهور این کشور در پی این فاجعه درخواست کمک بین المللی کرده است.
کمک های اضطراری برای بسیاری دیر رسید.
بسته کمکی 14 میلیون دلاری
او اکنون می تواند با کمک یک عصا دور بزند.
ما از جان و خانواده اش کمک گرفتیم.
او با کمک یک عصا راه می افتد.
او به کمک مردی که در ماشینش گیر افتاده بود رفت.
زنی در خیابان دید که او دچار مشکل شده و به کمک او آمد.
وسایل کمک آموزشی مانند کتاب و فیلم
اصطلاحنامه کمک مفیدی برای نوشتن است.
The Vatican has agreed to donate $80,000 in humanitarian/emergency aid to countries affected by the war.
واتیکان با اهدای 80000 دلار کمک بشردوستانه/اضطراری به کشورهای آسیب دیده از جنگ موافقت کرده است.
حدود یک پنجم درآمد کشور به صورت کمک های خارجی/خارجی است.
کنسرتی برای کمک به رفع قحطی
پروژههای عظیمی که برای کمک به کشورهای فقیرتر طراحی شدهاند، گاهی اوقات میتوانند بیش از آنکه فایده داشته باشند، ضرر داشته باشند.
بهانه او برای نوشیدن براندی این است که گفته می شود به هضم غذا کمک می کند.
سه حسابرس متهم به کمک و مشارکت با افراد متهم به کلاهبرداری شدند.
او به کمک عصا دور می زند.
یک فرهنگ لغت خوب می تواند کمک مفیدی برای درک یک زبان جدید باشد.
کمک خارجی
کمک رسانی به سیل زدگان در راه بود.
دولت پیش از این درخواست 800000 تن کمک غذایی برای تغذیه جمعیت گرسنه خود کرده است.
largesse
بزرگی
alms
صدقه
benefaction
احسان
سود
donation
اهدا
endowment
وقف
دارایی، مالیه، سرمایه گذاری
financing
تامین مالی
منابع مالی
funds
کمک های مالی
grants
حمایت
patronage
یارانه
subsidy
رفاه
پیشرفت
advancement
مشارکت
اعطا کردن
سرمایه گذاری
ارائه
offering
ترویج
promotion
کمک هزینه
sponsorship
رزق و روزی
subvention
بورسیه
sustenance
جبران خسارت
allowance
هدیه
bursary
پول
compensation
جزوه
جایزه
بورس تحصیلی
handout
reward
hindrance
مانع
handicap
معلول
obstruction
انسداد
impedance
امپدانس
impediment
بار
obstacle
بازدارنده
encumbrance
بازداری
deterrent
مانع شدن
inhibition
عقب نشینی
blockage
وقفه
hampering
عقب گرد
holdback
مداخله
interruption
محدودیت
setback
دخالت
جراحت
جلوگیری
interference
ناراحتی
stumbling block
عوارض
اختلال
دشواری
prevention
عقب ماندگی
عقب افتادگی
inconvenience
دلسردی
complication
خویشتن داری - خودداری - پرهیز
impairment
retardment
retardation
discouragement
restraint
hurdle