big league
big league - لیگ بزرگ
N/A - N/A
UK :
US :
the top level of a particular sport business or activity in which there is the greatest competition and the greatest opportunity for success
سطح بالای یک ورزش، تجارت یا فعالیت خاص که در آن بیشترین رقابت و بیشترین فرصت برای موفقیت وجود دارد
in the US a group of professional sports teams that compete at the highest level especially in baseball
در ایالات متحده، گروهی از تیم های ورزشی حرفه ای که در بالاترین سطح، به ویژه در بیسبال، رقابت می کنند
relating or belonging to the highest level or most successful level of a particular sport business or activity
مربوط یا تعلق به بالاترین سطح یا موفق ترین سطح یک ورزش، تجارت یا فعالیت خاص
the most important or successful people companies, etc. in a particular business or area of activity
مهم ترین یا موفق ترین افراد، شرکت ها و غیره در یک کسب و کار یا حوزه فعالیت خاص
او در آستانه پیوستن به لیگ بزرگ فرمول یک برای فصل جدید است.
For the magazine to be successful it will have to compete in the big league against leading weekly women's magazines.
برای موفقیت این مجله، باید در لیگ بزرگ با مجلات هفتگی زنانه رقابت کند.
ما در اینجا در سیاست محلی بازی نمی کنیم - این چیزهای لیگ بزرگ است.
آنها قبلاً با یک تبلیغ کننده بزرگ لیگ قرارداد امضا کرده اند.
آنها مشتاق انتقال به لیگ بزرگ شرکت های داروسازی هستند.
مهم
big-time
زمان بزرگ
رئیس
بحرانی
حیاتی
exceptional
استثنایی
four-star
چهار ستاره
front-page
صفحه اول
قبر
عالی
سنگین
high-power
قدرت بالا
major-league
لیگ اصلی
حرفه ای
جدی
strictly business
به شدت تجارت
بازی با توپ سخت
عمده
قابل توجه
دارای اهمیت
consequential
کلید
اساسی
منتهی شدن
برجسته
وظیفه ی سنگین
اولویت بالا
heavy-duty
دور از دسترس
high-priority
فوری
far-reaching
بزرگ
urgent
useless
بلا استفاده
worthless
بی ارزش
dull
کدر
helpless
درمانده
incompetent
بی عرضه
inept
بی منطق
unqualified
فاقد صلاحیت
unskilled
غیر ماهر
unskillful
بی مهارت
میانگین
backup
پشتیبان گیری
زیر همتراز
below par
معیوب
defective
دارای کمبود
deficient
بی عیب
feckless
بیمصرف
good-for-nothing
بی تاثیر
ineffectual
بی خبره
inexpert
مینیاتوری
miniature
بدون جشن
uncelebrated
نامناسب
unfit
برومیدیک
bromidic
آن را قطع نمی کند
چیز مهمی نیست
نه بزرگ
no biggie
چیز بزرگی نیست
بدون لرزش بزرگ
نه به آن عالی
ناچیز
paltry
پوچ
vapid
