comport
comport - منسجم کردن
verb - فعل
UK :
US :
to behave in a particular way
به شیوه ای خاص رفتار کند
اگر یک ایده یا بیانیه و غیره مطابقت داشته باشد، با چیز دیگری مطابقت یا شبیه است
A paradigm tells us what things are like how the world is, and how we should comport ourselves in it.
یک پارادایم به ما می گوید که چیزها چگونه هستند، جهان چگونه است و چگونه باید خود را در آن جمع کنیم.
This is not to say that our soldiers, sailors and airmen have not comported themselves bravely when asked to do so.
این بدان معنا نیست که سربازان، ملوانان و هوانوردان ما وقتی از آنها خواسته شده است شجاعانه رفتار نکرده باشند.
بسیاری از حیوانات تفاوت های ارثی در نحوه رفتار خود نشان می دهند.
تفسیری از کتاب مقدس فرض شده است که در آن همه آیات باید با یکدیگر تطبیق داشته باشند.
او همیشه خود را با وقار بزرگ نشان می دهد.
او در مراسم تشییع جنازه شوهرش با وقار خود را ادا کرد.
یافته های این تحقیق با نظریه پذیرفته شده همخوانی ندارد.
accord
توافق
موافق
پاسخ
بررسی
chord
وتر
cohere
منسجم
coincide
مصادف شدن
conform
مطابقت داشته باشد
تشکیل شده است از
correspond
مطابقت
dovetail
دم کبوتر
مناسب
برو
harmoniseUK
harmoniseUK
harmonizeUS
harmonizeUS
jibe
جیب
rhyme
قافیه
rime
ریم
مرتب سازی
مربع
tally
شمارش
همخوانی داشتن
مقاوم باش
correlate
همبستگی
concur
هم رای بودن
parallel
موازی
موافق باشید
equate
برابر کردن
chime
صدای زنگ
مربوط بودن
کت و شلوار
متفاوت از
مخالف بودن
مخالف با
فرق داشتن
clash
برخورد
رد کردن
مخالفت کنند
مبارزه کردن
mismatch
عدم تطابق
تعارض
جداگانه، مجزا
تقسیم کنید
contradict
تناقض دارند
diverge
واگرا شدن
disconnect
قطع شدن
اختلاف نظر
be inconsistent
ناسازگار باشد
collide
تضاد
منحرف شدن
deviate
جر و بحث
disapprove
متفاوت باشد
انکار
اختلاف
اعتراض
discord
متفاوت
شیشه
سوال
jar
در اختلاف باشد
be dissimilar