differ

base info - اطلاعات اولیه

differ - فرق داشتن

verb - فعل

/ˈdɪfər/

UK :

/ˈdɪfə(r)/

US :

family - خانواده
difference
تفاوت
differentiation
تفکیک
different
ناهمسان
differentiate
متمایز کردن
differently
متفاوت
google image
نتیجه جستجوی لغت [differ] در گوگل
description - توضیح

  • به نوعی با چیزی متفاوت بودن


  • اگر دو نفر یا گروه در مورد چیزی اختلاف نظر داشته باشند، نظرات مخالف دارند


  • از نظر جسمی یا به شکل دیگری شبیه چیزی یا شخص دیگری نباشیم


  • مخالفت کردن


  • شبیه چیز دیگری نبودن؛ متفاوت بودن


  • تفاوت داشتن نیز مخالفت است

  • Ken Howard might beg to differ.


    کن هوارد ممکن است التماس کند که متفاوت باشد.

  • Critics differed about the importance of Osborne's new play.


    منتقدان در مورد اهمیت نمایشنامه جدید آزبورن اختلاف نظر داشتند.

  • Opinions currently differ as to the effectiveness of strategies in the professional development of teachers during the last twenty years.


    در حال حاضر نظرات در مورد اثربخشی راهبردها در رشد حرفه ای معلمان در طول بیست سال گذشته متفاوت است.

  • People's abilities differ but their rights and opportunities should be the same.


    توانایی های افراد متفاوت است، اما حقوق و فرصت های آنها باید یکسان باشد.

  • Rather smaller and darker than Swift and Pallid Swift, differing especially in its dark throat and faster flight.


    نسبت به Swift و Palid Swift کوچکتر و تیره تر است، به خصوص در گلوی تیره و پرواز سریعتر آن متفاوت است.

  • The methods of consultants differ from company to company and from station to station.


    روش های مشاوران از شرکتی به شرکت دیگر و از ایستگاهی به ایستگاه دیگر متفاوت است.

  • Scottish law has always differed from English law.


    حقوق اسکاتلند همیشه با حقوق انگلیس متفاوت بوده است.


  • علامت خاصی که بدن ما برای نشان دادن استرس انتخاب می کند، از فردی به فرد دیگر متفاوت است.

  • Opinions on the subject differ greatly.


    نظرات در مورد این موضوع بسیار متفاوت است.

  • However states differ in standards for products and the labelling thereof.


    با این حال، ایالات در استانداردهای محصولات و برچسب گذاری آنها متفاوت است.

  • The results, on virtually every test differed markedly from a control group of healthy adults.


    نتایج، تقریباً در هر آزمایش، به طور قابل توجهی با گروه کنترل از بزرگسالان سالم متفاوت بود.

  • A lot of painkillers are basically the same differing only in cost.


    بسیاری از مسکن ها اساساً یکسان هستند و فقط از نظر قیمت با هم تفاوت دارند.

  • All politicians agree that inflation must be beaten but they differ over methods of achieving this.


    همه سیاستمداران موافق هستند که تورم باید شکسته شود، اما در مورد روش های دستیابی به این امر اختلاف نظر دارند.

  • Thus insight into those differing views is important to your own choices.


    بنابراین، بینش نسبت به آن دیدگاه‌های متفاوت برای انتخاب شما مهم است.

  • Scholars differ widely about when the two manuscripts were written.


    دانشمندان در مورد زمان نگارش این دو نسخه اختلاف زیادی دارند.

example - مثال
  • They hold differing views.


    آنها دیدگاه های متفاوتی دارند.

  • French differs from English in this respect.


    فرانسه از این نظر با انگلیسی تفاوت دارد.

  • French and English differ in this respect.


    فرانسه و انگلیسی در این زمینه با هم تفاوت دارند.

  • Ideas on childcare may differ considerably between the parents.


    ایده های مربوط به مراقبت از کودک ممکن است به طور قابل توجهی بین والدین متفاوت باشد.

  • I have to differ with you on that.


    من باید در این مورد با شما اختلاف نظر داشته باشم.

  • Medical opinion differs as to how to treat the disease.


    نظرات پزشکی در مورد نحوه درمان بیماری متفاوت است.


  • فقط باید توافق کنیم که در این مورد اختلاف نظر داشته باشیم.

  • In the end we agreed to disagree.


    در نهایت ما موافقت کردیم که مخالفت کنیم.

  • I think you're wrong. Let's just agree to differ.


    من فکر می کنم شما اشتباه می کنید. اجازه دهید فقط توافق کنیم که متفاوت باشیم.

  • ‘At least she is good at her job.’ ‘Oh, I beg to differ.’


    حداقل او در کارش خوب است.

  • This survey highlights a number of differences in the way that teenage boys and girls in the UK spend their free time.


    این نظرسنجی تعدادی از تفاوت‌ها را در نحوه گذراندن اوقات فراغت دختران و پسران نوجوان در بریتانیا نشان می‌دهد.

  • One of the main differences between the girls and the boys who took part in the research was the way in which they use the internet.


    یکی از تفاوت های اصلی دختران و پسرانی که در تحقیق شرکت کردند، نحوه استفاده آنها از اینترنت بود.

  • Unlike the girls, who use the internet mainly to keep in touch with friends, the boys questioned in this survey tend to use the internet for playing computer games.


    برخلاف دخترانی که عمدتاً از اینترنت برای برقراری ارتباط با دوستان استفاده می کنند، پسران مورد سوال در این نظرسنجی تمایل دارند از اینترنت برای انجام بازی های رایانه ای استفاده کنند.

  • The girls differ from the boys in that they tend to spend more time keeping in touch with friends on the phone or on social networking websites.


    تفاوت دختران با پسران این است که آنها تمایل دارند زمان بیشتری را صرف تماس با دوستان از طریق تلفن یا وب سایت های شبکه های اجتماعی کنند.

  • Compared to the boys, the girls spend much more time chatting to friends on the phone.


    در مقایسه با پسران، دختران زمان بیشتری را صرف چت کردن تلفنی با دوستان خود می کنند.

  • On average the girls spend four hours a week chatting to friends on the phone. In contrast very few of the boys spend more than five minutes a day talking to their friends in this way.


    به طور متوسط ​​دختران چهار ساعت در هفته را صرف چت کردن با دوستان خود از طریق تلفن می کنند. در مقابل، تعداد بسیار کمی از پسرها بیش از پنج دقیقه در روز را به این شکل با دوستان خود صحبت می کنند.

  • The boys prefer competitive sports and computer games, whereas/while the girls seem to enjoy more cooperative activities, such as shopping with friends.


    پسرها ورزش های رقابتی و بازی های رایانه ای را ترجیح می دهند، در حالی که به نظر می رسد دختران از فعالیت های مشارکتی بیشتری مانند خرید با دوستان لذت می برند.

  • When the girls go shopping they mainly buy clothes and cosmetics. The boys, on the other hand tend to purchase computer games or gadgets.


    وقتی دخترها به خرید می روند، عمدتاً لباس و لوازم آرایشی می خرند. از سوی دیگر، پسرها تمایل به خرید بازی های رایانه ای یا وسایل دارند.

  • His ideas differ little from those of his father.


    عقاید او با عقاید پدرش تفاوت چندانی ندارد.

  • Opinions differ widely on this issue.


    نظرات در مورد این موضوع بسیار متفاوت است.


  • سازمان اجتماعی بین گروه های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت است.

  • The models differ in size and shape.


    مدل ها در اندازه و شکل متفاوت هستند.

  • The rates of violent crime differed greatly among the four cities.


    نرخ جنایات خشن در میان چهار شهر بسیار متفاوت بود.

  • The two approaches differ markedly


    این دو رویکرد تفاوت قابل توجهی دارند

  • It didn't seem right that I should differ with him.


    درست به نظر نمی رسید که من با او تفاوت داشته باشم.

  • The two parties differ on all the major issues.


    دو حزب در تمام مسائل عمده با هم اختلاف دارند.

  • The two sides still differ over details of the plan.


    دو طرف هنوز بر سر جزئیات این طرح اختلاف نظر دارند.

  • The twins look alike, but they differ in temperament.


    دوقلوها شبیه هم هستند، اما از نظر خلق و خوی متفاوت هستند.

  • His views differ considerably from those of his parents.


    دیدگاه های او به طور قابل توجهی با دیدگاه های والدینش متفاوت است.

  • The findings of the various studies differ significantly/markedly/radically.


    یافته های مطالعات مختلف به طور قابل توجهی / به طور قابل توجهی / اساسی متفاوت است.

  • The incidence of the illness differs greatly between men and women.


    میزان بروز این بیماری بین زنان و مردان بسیار متفاوت است.

synonyms - مترادف
  • not conform


    مطابقت ندارد


  • متفاوت


  • تضاد

  • diverge


    واگرا شدن

  • clash


    درگیری


  • تعارض

  • contradict


    تناقض دارند


  • مقابله با یکدیگر

  • jar


    شیشه

  • divaricate


    متغییر کردن


  • متفاوت باش

  • be dissimilar


    متفاوت باشد


  • متمایز باشد


  • جدا ایستادن


  • قابل تشخیص باشد

  • be distinguishable


    ناسازگار باشد

  • be incompatible


    هر کدام را تکذیب کنید

  • belie each


    عدم شباهت

  • lack resemblance


    شبیه هم نباشند

  • not be alike


    هیچ شباهتی ندارند

  • bear no resemblance


    در تضاد باشند


  • از یکدیگر دور شوند

  • depart from each other


    به مقابله با یکدیگر بروید


  • کنتراست را نشان دهد


  • در اختلاف باشد

  • be at variance


    از یکدیگر منحرف شوند

  • deviate from each other


    متمایز شود

  • be distinguished


    در اپوزیسیون بودن


  • آهنگی متفاوت بخوان


  • بر خلاف هر کدام عمل کنید


antonyms - متضاد

  • همخوانی داشتن

  • correspond


    مطابقت

  • fit


    مناسب

  • tally


    شمارش


  • مقایسه کنید


  • برابر


  • شبیه

  • coincide


    مصادف شدن


  • جفت


  • شریک

  • equaliseUK


    برابری انگلستان

  • equalizeUS


    برابر کردن ایالات متحده

  • emulate


    تقلید

  • accord


    توافق

  • rival


    رقیب

  • be alike


    شبیه هم باشند

  • be identical


    یکسان باشد


  • مقایسه با


  • مرتبط به

  • correspond to


    برابر با

  • equate to


    برابر کردن با

  • equate with


    با

  • tally with


    برابر باشد


  • برابر باشد با


  • معادل باشد

  • be equivalent to


    در همان دسته باشند

  • be identical to


    همتراز با


  • همان باشد

  • be on a par with



لغت پیشنهادی

head

لغت پیشنهادی

deadening

لغت پیشنهادی

biscuit