dried
dried - خشک شده
adjective - صفت
UK :
US :
مواد خشک شده، مانند غذا یا گل، آب را حذف کرده اند
ماضی ساده و ماضی خشک
Dried food or plants have had all their liquid removed, especially in order to stop them from decaying
مواد غذایی یا گیاهان خشک شده تمام مایعات خود را حذف کرده اند، به خصوص برای جلوگیری از پوسیدگی
در آنجا به سوخت در کوره هایی که جو مالت زده خشک می شود اضافه می شود.
The hepatitis B virus may be stable in dried blood and blood products at room temperature for up to seven days.
ویروس هپاتیت B ممکن است در خون خشک و فرآورده های خونی در دمای اتاق تا هفت روز پایدار باشد.
او آشفته به نظر می رسید، صورتش پوشیده از کبودی و خون خشک شده بود.
Here at the Moredon Community Gardening Centre, there are regular classes on anything from hanging baskets to dried flower arranging.
اینجا در مرکز باغبانی جامعه موردون، کلاسهای منظمی برای هر چیزی از سبدهای آویزان گرفته تا گلآرایی گلهای خشک برگزار میشود.
دوست من مینو عاشق گل های خشک است.
برای نمایش دائمی تر از گل های خشک استفاده کنید.
The Ideal Home Decorating School gives you details of exclusive readers' courses that cover everything from paint effects to dried flowers.
مدرسه دکوراسیون خانه ایده آل جزئیات دوره های انحصاری خوانندگان را به شما می دهد که همه چیز را از جلوه های رنگ گرفته تا گل های خشک را پوشش می دهد.
آرد و نارگیل را با میوه های خشک و گیلاس خرد شده مخلوط کنید.
سبزی های خشک راحت هستند اما فکر می کنم تازه ها طعم بیشتری دارند.
چهار قاشق غذاخوری شیر خشک را به یک پیمانه آب سرد اضافه کنید و هم بزنید تا حل شود.
همه جا چوب های خشک شده و برگ های قهوه ای رنگ بود.
dehydrated
کم آب شده
desiccated
خشک شده
خشک
anhydrous
بی آب
drained
تخلیه شده
dried-up
بدون رطوبت
moistureless
حفظ شده است
preserved
چروکیده انگلستان
dried up
shriveledUS
dried out
پژمرده
parched
سوخته
shrivelledUK
تکان خورده
shriveledUS
آفتاب خشک شده
arid
پودر شده
withered
پخته شده
scorched
منقبض شده
jerked
استخوان خشک
sun-dried
مانند استخوان خشک شود
powdered
خشکسالی
baked
تشنه
shrunken
سر زدن
سرا
ترد
waterless
شکننده
droughty
thirsty
sear
sere
crisp
brittle
crispy
