threatened
threatened - تهدید کرد
N/A - N/A
UK :
US :
در خطر است یا احتمالاً وجود نخواهد داشت
برای توصیف چیز ناخوشایند یا بدی که کسی گفته است ممکن است اتفاق بیفتد استفاده می شود
احساس اینکه ممکن است اتفاق بدی بیفتد یا اینکه ممکن است کسی با شما کار بدی انجام دهد
feeling that someone or something might cause you to be less respected or less admired, or cause you to lose your authority or position
احساس اینکه کسی یا چیزی ممکن است باعث شود که شما کمتر مورد احترام قرار بگیرید یا کمتر مورد تحسین قرار بگیرید، یا باعث شود اقتدار یا موقعیت خود را از دست بدهید.
جنگل های بارانی کنگو یکی از در معرض خطرترین اکوسیستم های جهان است.
پاندا شناخته شده ترین گونه از گونه های در معرض خطر ما است.
مردم نمی دانند که این مناظر مورد علاقه ما چقدر در معرض خطر هستند.
پلیس 932 مورد خشونت واقعی یا تهدید شده را در این مدت گزارش کرده است.
اعتصابات تهدید شده توسط کارکنان چکاین فرودگاه و حملکنندگان چمدان لغو شده است.
باید پلیس درستی وجود داشته باشد تا کودکان بتوانند بدون احساس خطر از مدرسه به خانه بروند.
Under the stress of questioning, he would have felt very threatened and been likely to make untrue admissions.
تحت استرس پرسش، او بسیار احساس خطر می کرد و احتمالاً اعترافات نادرستی می کرد.
پزشکان نباید از درخواست بیماران خود برای داروی نامی احساس خطر کنند.
در آن زمان کلیسا با جامعه غیر مذهبی بسیار احساس خطر و ناراحتی می کرد.
چرا اینقدر از ایده های من تهدید می شوی؟ او می پرسد.
endangered
در معرض خطر
disappearing
ناپدید شدن
dying out
در حال مرگ
آسیب پذیر
vanishing
نزدیک به انقراض
nearing extinction
مواجه با انقراض
facing extinction
ایالات متحده را در معرض خطر قرار داد
imperiledUS
در خطر انقراض
در معرض خطر انگلستان
imperilledUK
رو به کاهش است
dying
کمیاب
در خطر
dwindling
نادر
scarce
محکوم به فنا
در حال افول
در حال انقراض
doomed
در راه خروج
روی آخرین پاهایش
becoming extinct
رو به زوال
محو شدن
در حال نزول
در معرض
waning
مستعد
fading
مسئول
حساس
exposed
باز کن
susceptible
liable
in jeopardy
guarded
محافظت می شود
protected
حفاظت شده
بی خطر
invulnerable
آسیب ناپذیر
unsusceptible
غیر حساس
insusceptible
غیر قابل تحمل
unexposed
در معرض قرار نگرفته است
امن است
immune
مصون
impervious
غیر قابل نفوذ
unthreatened
بدون تهدید
resistant
مقاوم
excepted
استثنا شده است
رایگان
excused
معذور
invincible
شکست ناپذیر
indestructible
نابود نشدنی
unassailable
یوروش ناپذیر
impenetrable
غیر قابل لمس
untouchable
رام نشدنی
indomitable
قدرتمند
unbeatable
غیر قابل عبور
صعب العبور
insurmountable
رسوخ ناپذیر
impassable
ضد گلوله
impregnable
تسخیر ناپذیر
bulletproof
بي وقفه
unconquerable
قوی
unstoppable
غلبه ناپذیر
insuperable
