atavistic

base info - اطلاعات اولیه

atavistic - آتاویستیک

adjective - صفت

/ˌætəˈvɪstɪk/

UK :

/ˌætəˈvɪstɪk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [atavistic] در گوگل
description - توضیح
  • atavistic feelings are very basic human feelings that people have felt since humans have existed


    احساسات آتاویستی احساسات بسیار اساسی انسانی است که مردم از زمان وجود انسان ها آن را احساس کرده اند


  • به دلیل یک عادت بسیار قدیمی از زمان های دور در تاریخ بشر اتفاق می افتد، نه به دلیل یک تصمیم آگاهانه یا به دلیل اینکه اکنون لازم است.

  • There is something quite atavistic about a group of people sitting down together to a good dinner.


    چیزی کاملاً آتاویستی در مورد گروهی از مردم وجود دارد که کنار هم برای یک شام خوب نشسته اند.

  • It was abominable, atavistic and atrocious, big black and brutal, cruel cold and callous, and so on.


    نفرت انگیز، آتاویستی و وحشیانه، بزرگ، سیاه و بی رحم، سردی بی رحمانه و بی رحم و غیره بود.

  • It was filthy work but full of atavistic excitement and the promise of financial reward.


    کار کثیفی بود، اما پر از هیجان آتاویستی و وعده پاداش مالی.

  • Ironically, of course these atavistic impulses no longer correspond to reality.


    از قضا، البته، این تکانه های آتاویستی دیگر با واقعیت مطابقت ندارند.

  • Then another feeling crept over me a deep almost atavistic longing.


    سپس احساس دیگری در من رخنه کرد، اشتیاق عمیق و تقریباً آتاویستی.

  • It becomes virtually impossible when your enemy is trying to inflame every atavistic passion in order to defeat you.


    زمانی که دشمن شما سعی می کند هر شور و اشتیاق آتاویستی را برانگیزد تا شما را شکست دهد، عملاً غیرممکن می شود.

  • Or a priest of some unknown religion who strides towards us implacably set on some atavistic rite?


    یا کشیشی از مذهب ناشناخته ای که با گامی به سوی ما گام برمی دارد و به طرزی بی رحمانه بر روی برخی آیین های آتاویستی قرار می گیرد؟

  • She sensed it; she knew it in some atavistic way that had nothing to do with intellect.


    او آن را حس کرد؛ او آن را به روشی آتاویستی می دانست که ربطی به عقل نداشت.

example - مثال
  • an atavistic urge/instinct/fear


    یک میل / غریزه / ترس آتاویستی

  • an atavistic fear of the dark


    ترس آتاویستی از تاریکی

synonyms - مترادف
  • archaic


    قدیمی، کهنه

  • primaevalUK


    primaevalUK

  • primevalUS


    primevalUS


  • کهن

  • primitive


    اولیه

  • primal


    اجدادی

  • ancestral


    ضد غرق شدن

  • antediluvian


    ارجمند

  • venerable


    عتیقه

  • antique


    بی تاریخ

  • dateless


    قدیمی

  • olden


    ماقبل تاریخ

  • prehistoric


    از گذشته

  • of yore


    زمان فرسوده

  • timeworn


    به یاد ماندنی

  • immemorial


    منسوخ شده

  • obsolete


    بازنشسته شده

  • antiquated


    گذشته

  • superannuated


    منقرض شده

  • outmoded


    قرون وسطی ایالات متحده


  • mediaevalUK

  • extinct


    سابق

  • medievalUS


    منحل شده است

  • mediaevalUK


    منسوخ


  • جایگزین شد

  • prehistorical


    ایالات متحده فسیل شده

  • defunct


  • obsolescent


  • superseded


  • fossilizedUS


  • primordial


antonyms - متضاد

  • نوین


  • اخیر

  • new


    جدید


  • جاری


  • امروزی


  • جوان

  • memorable


    بیاد ماندنی

  • lately


    اخیرا


  • دیر

  • innovatory


    نوآورانه

  • ultramodern


    فوق مدرن

  • modernizedUS


    مدرنیزاسیون ایالات متحده

  • modernisedUK


    مدرنیزاسیون انگلستان

  • innovative


    خلاقانه

  • neoteric


    نئوتریک

  • updated


    به روز شد

  • groundbreaking


    پیشگامانه


  • تازه


  • حاضر

  • modern-day


    روز مدرن

  • state-of-the-art


    مدرن

  • newfangled


    نوپا

  • culty


    فرقه

  • novelle


    رمان

  • up-to-date


    به روز

  • modish


    مد کردن

  • new-fashioned


    تازه مد شده



لغت پیشنهادی

blather

لغت پیشنهادی

keen

لغت پیشنهادی

underpinning