foresight
foresight - آینده نگری
noun - اسم
UK :
US :
توانایی تصور آنچه ممکن است اتفاق بیفتد و در نظر گرفتن آن هنگام برنامه ریزی برای آینده
the ability to judge correctly what is going to happen in the future and plan your actions based on this knowledge
توانایی قضاوت درست در مورد آنچه در آینده اتفاق می افتد و برنامه ریزی اقدامات خود بر اساس این دانش
توانایی قضاوت درست در مورد آنچه قرار است اتفاق بیفتد
در اوایل سال 1196 هنری، حاکمی با آینده نگری بسیار قابل توجه، برای جانشینی آماده شده بود.
آینده نگری خوب و ذهن سریع او را قادر می سازد تا در مواقع اضطراری سریع واکنش نشان دهد.
اگر آنها منابع و آینده نگری برای مقابله با تقاضا را داشته باشند، متوجه نخواهید شد.
Strategic planning does not promise that decisions will be correct; only that they will be made with foresight.
برنامه ریزی استراتژیک قول نمی دهد که تصمیمات صحیح باشد. تنها این است که آنها با آینده نگری ساخته می شوند.
الگوها تنظیم می شوند، پس چرا آنها را با آینده نگری تنظیم نکنید؟
با آینده نگری و برنامه ریزی، رانندگی به سمت محل تعطیلات شما می تواند به اندازه تعطیلات شما لذت بخش باشد.
او آینده نگری داشت تا در صورت بروز حادثه، خود را از نظر مالی آماده کند.
سیاست های دولت فقدان چشمگیر آینده نگری را نشان می دهد.
او آینده نگری داشت که صندلی ها را قبل از شروع باران بیاورد.
طرح ها آینده نگری بزرگی را نشان می داد.
درست قبل از فروپاشی بازار مسکن، او آینده نگری داشت که آپارتمانش را بفروشد.
او آینده نگری داشت که خانه اش را درست قبل از کاهش قیمت ها بفروشد.
forethought
پیش اندیشی
caution
احتیاط
اهميت دادن
prudence
دانایی
circumspection
مشیت
prescience
دقت
providence
اختیار
carefulness
اطلاع
discretion
طعمه خواری
precaution
هوشیاری
روشن بینی
canniness
بینش
vigilance
چشم انداز
clairvoyance
دور اندیشی
intuition
مراقب بودن
پیش بینی
farsightedness
آینده نگری
watchfulness
بینش، بصیرت، درون بینی
anticipation
خردورزی
foresightedness
برنامه ریزی
تشخیص
judiciousness
ادراک
تدارک
discernment
پیش آگاهی
پیش فکری
توجه
foreknowledge
پیشگویی
premeditation
attentiveness
premonition
discreetness
hindsight
واپس نگری
improvidence
بی خیالی
myopia
myopia
shortsightedness
نزدیک بینی
carelessness
سهل انگاری - بی دقتی
imprudence
بی تدبیری
inconsideration
در نظر گرفتن
neglect
بی توجهی
retrospection
retrospection
thoughtlessness
بی فکری
unpreparedness
عدم آمادگی
ignorance
جهل
indiscretion
بی احتیاطی
negligence
غفلت
عدم آینده نگری
rashness
عجول بودن
foolishness
حماقت
recklessness
بی پروایی
folly
بی مسئولیتی
irresponsibility
احتیاط
incaution
شجاعت
temerity
توصیه ناپذیر بودن
inadvisability
گستاخی
foolhardiness
incautiousness
heedlessness
unwariness
brashness
disregard
inattention
stupidity