lipstick

base info - اطلاعات اولیه

lipstick - رژ لب

noun - اسم

/ˈlɪpstɪk/

UK :

/ˈlɪpstɪk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lipstick] در گوگل
description - توضیح
  • something used for adding colour to your lips, in the shape of a small stick


    چیزی که برای رنگ دادن به لب های شما به شکل یک چوب کوچک استفاده می شود

  • a coloured substance that is put on the lips to improve or change their colour


    ماده ای رنگی که برای بهبود یا تغییر رنگ لب ها روی لب ها گذاشته می شود

  • a makeup for coloring a person’s lips, usually enclosed in a tube


    آرایشی برای رنگ آمیزی لب های یک فرد که معمولاً در یک لوله قرار می گیرد

  • There was a lipstick, which he didn't hand back.


    یک رژ لب بود که پس نداد.

  • Blend away any creases in your make-up and gently apply the new eyeshadow, highlighter and pencil, the blusher and lipstick.


    هر گونه چین و چروک در آرایش خود را از بین ببرید و به آرامی سایه چشم، هایلایتر و مداد جدید، رژگونه و رژ لب را بزنید.

  • Warm Geranium lipstick by Kanebo and a loose matt powder completed the look.


    رژ لب گرم Geranium از Kanebo و یک پودر مات آزاد ظاهر را تکمیل کردند.

  • Fill in blot on a tissue then reapply another coat of lipstick.


    پر کنید، روی یک دستمال بکشید، سپس یک لایه دیگر از رژ لب بزنید.

  • He always liked it when she wore a certain shade of lipstick, coral, not cherry.


    او همیشه از آن خوشش می آمد که او یک رنگ رژ لب، مرجانی، نه گیلاسی می پوشید.

  • Bonnie Parker would have been happy to find this lipstick.


    بانی پارکر از پیدا کردن این رژ لب خوشحال می شد.

  • The boys were smeared with lipstick, old scarves tied in knots beneath their spotted chins.


    پسرها با رژ لب، روسری‌های قدیمی که در زیر چانه‌های خال‌دارشان گره خورده بودند.

example - مثال
  • She was wearing bright red lipstick.


    رژ لب قرمز روشن زده بود.

  • She put on a quick dab of lipstick and rushed out.


    سریع رژ لب زد و با عجله بیرون رفت.

  • Her lipstick had smudged and she looked terrible.


    رژ لبش لک شده بود و وحشتناک به نظر می رسید.

  • She touched up her lipstick in the mirror.


    رژ لبش را در آینه کشید.

synonyms - مترادف
  • blush


    سرخ شدن

  • cosmetics


    لوازم آرایشی

  • blusher


    رژگونه


  • آرایش


  • پایه


  • پودر

  • eyeliner


    خط چشم

  • mascara


    ریمل

  • rouge


    رژ گونه


  • سایه چشم

  • grease paint


    رنگ روغنی

  • nail polish


    لاک ناخن


  • رنگ کردن


  • نقاشی صورت

  • maquillage


    ماکیلاژ


  • پودر و رنگ

  • pancake


    پنکیک

  • greasepaint


    صورت


  • جنگ نگاره


  • قرمز

  • red


    رنگ

  • dye


    قرمزتر

  • reddener


  • cosmetic


  • make-up


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

broke

لغت پیشنهادی

minimum

لغت پیشنهادی

message