accountant
accountant - حسابدار
noun - اسم
UK :
US :
کسی که کارش نگهداری و بررسی حساب های مالی، محاسبه مالیات و غیره است
a professional person whose job is to keep and check the financial records of an organization or to advise clients on tax and other financial matters
یک فرد حرفه ای که وظیفه اش نگهداری و بررسی سوابق مالی یک سازمان یا مشاوره دادن به مشتریان در مورد مالیات و سایر امور مالی است.
کسی که سوابق پول دریافتی، پرداختی و بدهی شرکت یا شخص را نگه می دارد یا بررسی می کند
a person or company whose job is preparing the financial records of people companies, or organizations
شخص یا شرکتی که شغلش تهیه سوابق مالی افراد، شرکت ها یا سازمان هاست
همانطور که یک حسابدار ممکن است از یک مدل مالی استفاده کند، تحلیلگر نیز می تواند یک مدل واحد تجاری ایجاد کند.
They pick on an accountant because an accountant needs a good name and has been partly in control of the funds anyway.
آنها حسابدار را انتخاب می کنند زیرا یک حسابدار به یک نام خوب نیاز دارد و به هر حال تا حدی کنترل وجوه را در دست داشته است.
او یک حسابدار می خواست که به جای یک واقع گرا، یک تشویق کننده باشد.
Doctors and accountants are one thing; husbands on the brink of divorce or even drug barons close to capture are another.
پزشکان و حسابداران یک چیز هستند. شوهران در آستانه طلاق یا حتی بارون های مواد مخدر که در آستانه دستگیری قرار دارند یکی دیگر از این موارد هستند.
Chartered accountants who passed the IoT examination would be entitled to join the Faculty or the IoT, or both.
حسابداران مجاز که در آزمون اینترنت اشیا گذرانده شده اند حق عضویت در دانشکده یا IoT یا هر دو را خواهند داشت.
This will be an especially interesting time for accountants, as Andrew Baird, of specialist software company 4Sight Communications, explains.
همانطور که اندرو بیرد، از شرکت نرم افزاری تخصصی 4Sight Communications توضیح می دهد، این زمان مخصوصاً برای حسابداران بسیار جالب خواهد بود.
The changing role of public accountants, management accountants, and internal auditors also will spur job growth.
تغییر نقش حسابداران عمومی، حسابداران مدیریت و حسابرسان داخلی نیز باعث رشد شغل خواهد شد.
چنین حسابدارانی ممکن است متوجه شوند که نقش و قدرت آنها در داخل شرکت کاهش یافته است.
ما با حسابدار ارشد شرکت صحبت کردیم.
گزارش حسابدار تحقیق
یک شرکت حسابداران
یک حسابدار مالیاتی
According to figures compiled for accountant KPMG, year-on-year the negative trading statements were down 10%
با توجه به ارقام گردآوری شده برای حسابدار KPMG، صورت های معاملاتی منفی سالانه 10 درصد کاهش داشته است.
bookkeeper
حسابدار
auditor
ممیز، مامور رسیدگی
actuary
آکچوئری
تحلیلگر
comptroller
کنترل کننده
calculator
ماشین حساب
clerk
منشی
examiner
ممتحن
reckoner
حسابگر
CPA
CPA
شمارنده لوبیا
book-keeper
دفتردار
certified public accountant
حسابدار قسم خورده
cost accountant
حساب دار
public accountant
حسابدار عمومی
statistician
آمارشناس
number cruncher
خرد کننده اعداد
حساب عمومی تایید شده
treasurer
خزانه دار
اجرایی مالی
مسئول امور مالی
C.P.A.
C.P.A.
chartered accountant
حسابدار خبره
state-licensed accountant
حسابدار دارای مجوز دولتی