agriculture
agriculture - کشاورزی
noun - اسم
UK :
US :
عمل یا علم کشاورزی
farming
کشاورزی
عمل یا کار کشاورزی
تجارت، علم یا فعالیت کشاورزی
The drainage of peatbogs for forestry and agriculture is making a significant net contribution to greenhouse gas emissions, the report concludes.
این گزارش نتیجه میگیرد که زهکشی پتباگها برای جنگلداری و کشاورزی سهم قابلتوجهی در انتشار گازهای گلخانهای دارد.
محیط بانان ادعا می کنند که حیات وحش و کشاورزی محلی احتمالاً به شدت تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.
Experts have recommended that fishermen are paid not to fish mirroring recent developments in agriculture.
کارشناسان توصیه کرده اند که ماهیگیران برای ماهیگیری پولی دریافت نکنند، که نشان دهنده تحولات اخیر در کشاورزی است.
گسترش کشاورزی صنعتی در جنوب هزاران نژاد بومی را در معرض خطر قرار می دهد.
جوانان نمی خواهند در آنها زندگی کنند، در حالی که اغلب اوقات کار نکردن به معنای کشاورزی است یا هیچ.
اما این الگو به ویژه در حوزه همیشه حساس کشاورزی شروع به تغییر کرده است.
Prior to the invention of agriculture, game was both the primary diet and the focus of battles in the fields.
قبل از اختراع کشاورزی، بازی غذای اصلی و کانون نبردها در مزارع بود.
The initiative will allow the entrepreneurs to test new approaches to agriculture or develop new agricultural products and activities.
این ابتکار به کارآفرینان اجازه می دهد تا رویکردهای جدید کشاورزی را آزمایش کنند یا محصولات و فعالیت های جدید کشاورزی را توسعه دهند.
تعداد افراد شاغل در بخش کشاورزی در دهه گذشته کاهش یافته است.
50% of the country’s population depends on agriculture.
50 درصد جمعیت این کشور به کشاورزی وابسته است.
کشاورزی هنوز در برخی کشورها عمدتاً بر اساس روش های سنتی است.
این منطقه بیشتر درآمد خود را به کشاورزی وابسته است.
70 percent of the country's population practises subsistence agriculture.
70 درصد از جمعیت این کشور کشاورزی معیشتی دارند.
کشاورزی و گردشگری هر دو برای اقتصاد منطقه مهم هستند.
Chicago was an important shipping point for agricultural products and livestock.
شیکاگو یک نقطه حمل و نقل مهم برای محصولات کشاورزی و دام بود.
Recent floods have devastated the state’s agriculture, with sharp declines in its production of corn soy, and wheat crops.
سیل های اخیر کشاورزی این ایالت را با کاهش شدید تولید محصولات ذرت، سویا و گندم ویران کرده است.
طی ده سال گذشته نیروی کار این منطقه از کشاورزی به تولید تغییر کرده است.
cultivation
کشت
farming
کشاورزی
agronomy
زراعت
husbandry
دامداری
tillage
خاک ورزی
tilling
باغبانی
agronomics
فرهنگ
horticulture
تجارت کشاورزی
براده کاری
agribusiness
مدیریت مزرعه
crofting
مدیریت زمین
علم کشاورزی
رشد محصول
تولید محصولات کشاورزی
تولید غذا
کاشتن
در حال رشد
gardening
کاشت
planting
بالا بردن
باغبانی بازار
sowing
انتشار
raising
پرورش
market gardening
پرورش گل
propagation
تولید
rearing
محوطه سازی
floriculture
گرايش
landscaping
agrology
tending
groundskeeping
صنعت
تخریب
harm
صدمه
ignorance
جهل
unsophistication
بی پیچیدگی
بی توجهی
neglect