albatross

base info - اطلاعات اولیه

albatross - آلباتروس

noun - اسم

/ˈælbətrɑːs/

UK :

/ˈælbətrɒs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [albatross] در گوگل
description - توضیح

  • یک پرنده دریایی سفید بسیار بزرگ

  • a large white bird with long strong wings that lives near the sea found especially in the areas of the Pacific and South Atlantic oceans


    یک پرنده سفید بزرگ با بالهای بلند و قوی که در نزدیکی دریا زندگی می کند، به ویژه در نواحی اقیانوس آرام و اقیانوس اطلس جنوبی یافت می شود.


  • چیزی یا کسی که می خواهید از او رها شوید زیرا آن چیز یا شخص برای شما مشکل ایجاد می کند

  • Their wingspan exceeds that of an albatross.


    طول بال آنها بیشتر از یک آلباتروس است.

  • You share it with dolphins and whales and albatrosses and the lonely satellite orbiting overhead.


    شما آن را با دلفین‌ها و نهنگ‌ها و آلباتروس‌ها و ماهواره‌ای که در بالای سرشان در حال چرخش است به اشتراک می‌گذارید.

  • Her youth was a rock round her neck her albatross.


    جوانی‌اش سنگی بود به گردنش، آلباتروسش.

  • Given that male albatrosses have the same genetic incentives as male elephant seals, why do they behave so differently?


    با توجه به اینکه آلباتروس های نر انگیزه های ژنتیکی مشابهی با فیل های نر دارند، چرا رفتار آنها متفاوت است؟

  • We identified two different types of albatross, four species of petrel, and a tern.


    ما دو نوع مختلف آلباتروس، چهار گونه پترل و یک درنا را شناسایی کردیم.

  • It was too rough to fish and our only companions were the albatrosses.


    ماهیگیری خیلی خشن بود و تنها همراهان ما آلباتروس ها بودند.

  • The albatrosses, however remained.


    با این حال آلباتروس ها باقی ماندند.

example - مثال
  • The national debt is an albatross around the president’s neck.


    بدهی ملی یک آلباتروس بر گردن رئیس جمهور است.

  • Her own supporters see her as an albatross who could lose them the election.


    طرفداران خودش او را به عنوان یک آلباتروس می بینند که می تواند در انتخابات شکست بخورد.

synonyms - مترادف
  • encumbrance


    بار

  • hindrance


    مانع

  • impediment


    سنگ آسیاب

  • millstone


    غل و زنجیر

  • shackle


    بدبختی


  • وای


  • آلباتروس دور گردن

  • misery


    صلیب به تحمل

  • woe


    وزن

  • albatross around one's neck


    نژاد


  • دشواری


  • مسئولیت

  • strain


    بکشید


  • فشار

  • liability


    نگران بودن


  • مشکل


  • توپ و زنجیر


  • مصیبت


  • مالیات


  • زه کشی


  • انسداد

  • affliction


    سختی

  • tax


    اشکال

  • drain


    معلول

  • obstacle


    تراشیدن

  • obstruction


    مسئله

  • hardship


  • drawback


  • handicap


  • trammel



antonyms - متضاد

  • سود

  • blessing


    برکت

  • happiness


    شادی

  • joy


    مزیت - فایده - سود - منفعت


  • کمک


  • تسکین


  • سهولت

  • aid


    قناعت


  • صلح

  • contentment


    سلامتی


  • ببخشید


  • راحتی

  • boon


    لذت


  • سعادت


  • favourUK

  • felicity


    طرفدار ایالات متحده

  • favourUK


    نعمت خدا

  • favorUS


    جایزه


  • آرامش

  • godsend


    لذت بسیار

  • bonus


    آرام

  • calmness


    ثروت

  • delight


    خوش شانسی

  • calm


    موفق باشید


  • کسب کردن


  • دعای خیر

  • convenience




  • benediction


  • joyfulness


لغت پیشنهادی

forwarding

لغت پیشنهادی

angioma

لغت پیشنهادی

wired