autograph
autograph - دستخط
noun - اسم
UK :
US :
امضای یک شخص معروف که به کسی که او را تحسین می کند می دهند
اگر شخص مشهوری به کتاب، عکس و غیره امضا میدهد، آن را امضا میکنند
یک امضا (= نام شما که توسط خودتان نوشته شده است)، به ویژه از یک شخص مشهور
نوشتن امضای خود (= نام شما که توسط خودتان نوشته شده است) روی چیزی که شخص دیگری نگه دارد
یک امضا، به ویژه از یک فرد مشهور
امضای خود را روی چیزی بنویسید، اغلب برای اینکه شخص دیگری نگه دارد
با این حال، در برخی موارد یک خودکار از ارزش می کاهد.
و کنترل کننده های ترافیک هوایی و خلبانان حاضر در هواپیما درخواست امضا کردند.
بچه های زیادی منتظر امضا هستند.
ستاره امضای خود را به خط بریل به او داد.
تشریفات امضا و سفر او از علایق اوست.
Joe DiMaggio's autograph
امضای جو دی ماجیو
او سال گذشته در یک مراسم خیریه از امضای امضا خودداری کرد.
Actors from the popular children's series - shot in and around Newcastle - presented trophies to class winners and signed autographs.
بازیگران سریال محبوب کودکان - فیلمبرداری شده در نیوکاسل و اطراف آن - به برندگان کلاس جوایزی اهدا کردند و امضا امضا کردند.
مینی به مهمانان خوش آمد می گوید، امضا می دهد و در خانه اش عکس می گیرد.
او امضای همه بازیکنان تیم را دارد.
دزد می توانم امضای شما را داشته باشم؟
آیا می توانم امضای شما را داشته باشم؟
او در بیرون تئاتر توسط شکارچیان خودکار احاطه شده بود.
او امضای خود را برای دختر کوچک امضا کرد.
امضاش رو گرفتی؟
از او خواستم که تی شرت من را امضا کند.
She gave me an autographed photograph of herself.
او یک عکس امضا شده از خودش به من داد.
او فکر می کرد من بازیگر معروفی هستم و از من امضا خواست.
signature
امضا
دست
John Hancock
جان هنکاک
moniker
نام
dedication
فداکاری
endorsement
تایید
handwriting
دست خط
inscription
سنگ نوشته
مهر
seal
نشانه
token
امضای زیر
undersignature
نوشتن
حروف اول
initials
علامت
امضا کردن
امضا کننده
stamp
اشتراک، ابونمان
signatory
نشانی
subscription
پیام
تعیین
سیگل
designation
تک نگاری
sigil
شناسایی
علامت تجاری
monogram
جوهر
احساس؛ عقیده؛ گمان
trademark
حک
ink
صلیب
imprint
