barman
barman - بارمن
noun - اسم
UK :
US :
مردی که در یک بار نوشیدنی سرو می کند
من بارمن های احمق و مشتریان محترم را در اطرافم دوست دارم.
Mr Fitch a former barman had Korsakoff's disease a kind of brain failure occurring as a result of alcoholism.
آقای فیچ، بارمن سابق، به بیماری کورساکوف مبتلا بود، نوعی نارسایی مغزی که در نتیجه اعتیاد به الکل رخ میدهد.
چند بارمن بار را طاق کرده بودند و سعی می کردند از میان جمعیت عبور کنند.
سپس یک غرش ناگهانی از خشم: بارمن خالکوبی شده.
اما امروز بعدازظهر، بارمن به طرز عجیبی احساس بیماری کرد.
بارمن خداحافظی نکرد.
مانند دیگرانی که قبل از او رفته بودند، نویل بارمن پاره وقت مردی بسیار نگران بود.
دخترم ترجیح می دهد به پزشک خانم مراجعه کند.
آنها برای بچه هایشان یک پرستار بچه دارند.
یک راننده مسابقه زن
همه باید احساس کنند که دوستش دارند.
آیا همه می دانند که چه می خواهند؟
یکی کتش را اینجا جا گذاشته است.
امیدوارم کسی فراموش نکرده باشد که پاسپورت خود را همراه داشته باشد.
وقتی مهمان می آید، آنها را چک می کنند و ما آنها را به اتاقشان نشان می دهیم.
همه می دانند که چه چیزی برای خودش بهتر است.
اگر شک دارید، از پزشک خود بپرسید. او می تواند اطلاعات بیشتری به شما بدهد.
نوزاد وقتی خسته است گریه می کند
نوزادان وقتی خسته هستند گریه می کنند.
می خواهم با شما به اشتراک بگذارم که من ترنس هستم و ضمایر من آنها و آنها هستند.
barkeep
پارس کردن
bartender
متصدی بار
barwoman
بار زن
server
سرور
waitress
پیشخدمت
waiter
باریستا
barista
boarder
مرزی
leaser
اجاره کننده
renter
