basin
basin - حوضه
noun - اسم
UK :
US :
یک ظرف گرد متصل به دیوار در حمام، جایی که دست و صورت خود را می شویید
یک ظرف بزرگ کاسه ای شکل برای مایعات یا غذا
مقدار مایعی که یک لگن می تواند داشته باشد
an area of land that is lower at the centre than at the edges, especially one from which water runs down into a river
ناحیه ای از زمین که در مرکز نسبت به لبه ها پایین تر است، به خصوص زمینی که آب از آن به رودخانه می ریزد.
جایی که سطح زمین کمتر از مناطق دیگر است
ظرفی باز و گرد به شکل کاسه با طرفین شیب دار که برای نگهداری غذا یا مایعات استفاده می شود
مقدار چیزی که یک حوض می تواند در خود نگه دارد
a washbasin UK
آ دستشویی انگلستان
مساحت زمینی که از آن نهرها به رودخانه، دریاچه یا دریا می ریزند
منطقه ای از آب های عمیق که در آن قایق ها نگهداری می شوند
یک کاسه بزرگ و باز یا مقداری که چنین ظرفی در خود جای می دهد
The basin of a river or body of water is the land that surrounds it and the streams that flow into it.
حوضه رودخانه یا آب، زمینی است که آن را احاطه کرده و نهرهایی که به آن می ریزند.
A basin is also a sheltered area of water deep enough for boats, or an area of land that is lower than all the surrounding land.
حوضه همچنین یک منطقه محافظت شده از آب است که به اندازه کافی عمیق برای قایق ها است، یا منطقه ای از زمین که از تمام زمین های اطراف پایین تر است.
the Amazon Basin
حوضه آمازون
حوضه آمازون شور و شوق بزرگی مانند عشق روبرتو را ایجاد می کند.
Kolymba is believed to be a Minoan dock basin, and it may be that Minoan ships were built and repaired here.
اعتقاد بر این است که Kolymba یک حوض اسکله مینوی است و ممکن است کشتی های مینوی در اینجا ساخته و تعمیر شده باشند.
The results from the model can be used to answer questions relating to the long-term behaviour of the river basin.
نتایج حاصل از مدل را می توان برای پاسخ به سؤالات مربوط به رفتار بلندمدت حوضه رودخانه استفاده کرد.
این یک حوض به طور طبیعی سرپناه بود، ترفندی از علفزارهای مواج در امتداد کومر.
مسواک آرابلا هنوز در لیوان بالای لگن بود.
آب در حوض فواره پاشیده شد.
پودینگ را به لگن تبدیل کنید.
کاسه
ظرف
کشتی
گلدان
ماهی تابه
receptacle
قابلمه
بشقاب
casserole
دیگ
خمره
cauldron
بوته
crock
استاپ
crucible
حمام پرندگان
stoup
بشقاب بزرگ
birdbath
سینی
platter
مخزن
tray
پورنجر
caldron
کاسه پانچ
repository
ژوروم
porringer
میزر
punchbowl
ملات
jorum
دهانه
mazer
بوقلمون
mortar
نعلبکی
crater
قایق
reservatory
کاسه پودینگ
tureen
ظرف میوه
saucer
کاسه شکر
pudding bowl
