betting
betting - شرط بندی
noun - اسم
UK :
US :
زمانی که مردم بابت نتایج بازیها، مسابقات و غیره یا سایر رویدادهای آینده ریسک میکنند
عادت به خطر انداختن پول در مسابقات اسب دوانی، رویدادهای ورزشی و غیره.
the activity of risking money for example by trying to guess the result of a race or other future event
فعالیت ریسک کردن پول، برای مثال با تلاش برای حدس زدن نتیجه یک مسابقه یا سایر رویدادهای آینده
معمولاً میگفتند که اعتقاد بر این است که احتمال وقوع یا درست بودن چیزی بسیار زیاد است
درست است، گودوود تمام شده بود، اما خدا را شکر شرط بندی ادامه یافت.
یکی از ویژگی های اصلی آنها شرط بندی سنگین است که اغلب چهار رقمی است.
Their activities have nothing at all to do with sport and everything to do with telephone-number betting.
فعالیت آنها اصلاً ربطی به ورزش و همه چیز به شرط بندی شماره تلفن ندارد.
توضیح او از نکات ظریف شرط بندی نیز عالی است.
On present betting, there is a fair chance the pound will finally join the system by the end of next year.
در شرطبندی فعلی، این احتمال وجود دارد که پوند در نهایت تا پایان سال آینده به سیستم بپیوندد.
The Pope has put betting - with tax-dodging and reading horoscopes - on a list of sins that risk eternal damnation.
پاپ شرط بندی را - با فرار مالیاتی و خواندن طالع بینی - در فهرست گناهانی قرار داده است که خطر لعنت ابدی را تهدید می کند.
illegal betting
شرط بندی غیر قانونی
شرط بندی که او راه خودش را می گیرد چیست؟
شرط این است که او راه خودش را بگیرد.
شرط بندی می تواند به اندازه نوشیدن الکل یا سیگار اعتیادآور باشد.
او سال ها در صنعت شرط بندی کار کرده است.
an online/internet betting company
یک شرکت شرط بندی آنلاین/اینترنتی
شرط این است که تیم واتس به این پست منصوب شود.