euro

base info - اطلاعات اولیه

euro - یورو

noun - اسم

/ˈjʊrəʊ/

UK :

/ˈjʊərəʊ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [euro] در گوگل
description - توضیح
  • a unit of money that can be used in most countries of the European Union


    واحد پولی که در اکثر کشورهای اتحادیه اروپا قابل استفاده است

  • European, especially relating to the European Union


    اروپایی، به ویژه در رابطه با اتحادیه اروپا

  • relating to Europe, especially western Europe or the European Union


    مربوط به اروپا، به ویژه اروپای غربی یا اتحادیه اروپا

  • European and something else


    اروپایی و چیزهای دیگر

  • European, especially in relation to the EUROPEAN UNION


    واحد پول بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا،

  • the currency of many countries of the EUROPEAN UNION


    واحد پولی که در اکثر کشورهای اتحادیه اروپا استفاده می شود

  • the unit of money used in most European Union countries


    ارزش یورو که در مقایسه ارزش انواع پول از سراسر جهان استفاده می شود

  • the value of the euro, used in comparing the values of different types of money from around the world


    مربوط به اتحادیه اروپا

  • relating to the European Union


    مربوط به اروپا

  • relating to Europe


    واحد اصلی پول اتحادیه اروپا


  • به عنوان بخشی از نام یک ارز برای نشان دادن نگهداری یا معامله آن در یک کشور خارجی استفاده می شود

  • used as part of the name of a currency to show that it is kept or traded in a foreign country


    این ارز زمانی که در برابر سایر ارزها معامله می شود

  • the unit of money used in most countries in the European Union


    با این حال، تحلیلگران خاطرنشان می کنند که درآمد حاصل از کمیسیون به 537.4 میلیون یورو افزایش یافت.

  • this currency when traded against other currencies


    این معمولا بین استرلینگ، دلار و یورو است.

  • However analysts note that revenue from commission rose to 537.4m euros.


    چند سنت بده یا بگیر، یک دلار می‌خرد، یک یورو می‌خرد 100 ین.

  • This is typically between sterling, dollars and euros.


    درخواست او نشان دهنده نگرانی از کاهش ارزش سایر ارزها در برابر یورو است که منجر به تنش در 15 کشور عضو می شود.

  • Give or take a few cents, one dollar buys one euro buys 100 yen.


    از زمانی که در اکتبر به پایین ترین حد خود رسید، یورو در برابر دلار 8 درصد بهبود یافته است.

  • His call reflects concern that other currencies could depreciate against the euro, leading to strains among the 15 member states.


    وزیران امروز گفتند، با این حال، هیچ بحثی در مورد تضعیف شرایط ماستریخت یا تاخیر در یورو وجود ندارد.

  • Already the euro has regained 8 % against the dollar since it hit a low in October.


    هفته گذشته شاهد صحبت هایی در مورد مداخله برای حمایت از یورو بودیم که نشانه ای مطمئن از نگرانی سیاست گذاران است.

  • Ministers said today though there could be no question of either weakening the Maastricht conditions or delaying the euro.


  • Last week saw talk of intervention to underpin the euro, a sure sign that policymakers are starting to be concerned.


example - مثال
  • I paid five euros for it.


    من برای آن پنج یورو پرداخت کردم.

  • 10 million euro


    10 میلیون یورو

  • The price is given in euros.


    قیمت به یورو داده شده است.

  • a 30-million-euro deal


    یک معامله 30 میلیون یورویی

  • A half-kilo pack of pasta costs around 70 euro cents.


    یک بسته نیم کیلویی پاستا حدود 70 سنت یورو قیمت دارد.

  • What if the UK had joined the Euro in 1999?


    اگر بریتانیا در سال 1999 به یورو ملحق می شد چه می شد؟

  • the value of the euro against the dollar


    ارزش یورو در برابر دلار

  • You can usually find a hotel for €70 a night.


    معمولاً می توانید یک هتل با شبی 70 یورو پیدا کنید.

  • I need to change my pounds into euros.


    من باید پوندم را به یورو تبدیل کنم.

  • a 20-euro note


    یک اسکناس 20 یورویی

  • The euro fell/rose against (= was worth less/more compared to) the pound today.


    یورو در برابر (= ارزش کمتر/بیشتر در مقایسه با) پوند امروز کاهش/بالا رفت.

  • the Euro elections


    انتخابات یورو

  • a Euro-MP (= a Member of the European Parliament)


    یک عضو پارلمان اروپا (= یک عضو پارلمان اروپا)

  • Europop (= modern young people's music from Europe)


    یوروپاپ (= موسیقی مدرن، جوانان از اروپا)

  • Many discussions have failed because they were viewed as too American or Eurocentric.


    بسیاری از بحث‌ها شکست خورده‌اند زیرا بیش از حد آمریکایی یا اروپامحور دیده می‌شوند.

  • Euro-Asian collaboration


    همکاری اروپا و آسیا

  • Eurodollars/Euroyen


    یورو دلار/یوروین

  • The company said that the bonds would be issued in euros.


    این شرکت گفت که این اوراق به یورو منتشر خواهد شد.

  • The euro rose to another record high against the dollar this week.


    یورو در این هفته به رکورد دیگری در برابر دلار رسید.

synonyms - مترادف
  • marsupial


    جانور کیسه دار

  • bandicoot


    باندیکوت

  • kangaroo


    کانگورو

  • koala


    کوالا

  • opossum


    اپوسوم

  • possum


    پوسوم

  • wallaby


    کانگورویی با قد متوسط

  • wombat


    وامبت

antonyms - متضاد
  • placental mammal


    پستاندار جفتی

لغت پیشنهادی

provinces

لغت پیشنهادی

crude

لغت پیشنهادی

apprehensively