euro
euro - یورو
noun - اسم
UK :
US :
واحد پولی که در اکثر کشورهای اتحادیه اروپا قابل استفاده است
European, especially relating to the European Union
اروپایی، به ویژه در رابطه با اتحادیه اروپا
مربوط به اروپا، به ویژه اروپای غربی یا اتحادیه اروپا
اروپایی و چیزهای دیگر
واحد پول بسیاری از کشورهای اتحادیه اروپا،
واحد پولی که در اکثر کشورهای اتحادیه اروپا استفاده می شود
ارزش یورو که در مقایسه ارزش انواع پول از سراسر جهان استفاده می شود
the value of the euro, used in comparing the values of different types of money from around the world
مربوط به اتحادیه اروپا
مربوط به اروپا
relating to Europe
واحد اصلی پول اتحادیه اروپا
به عنوان بخشی از نام یک ارز برای نشان دادن نگهداری یا معامله آن در یک کشور خارجی استفاده می شود
این ارز زمانی که در برابر سایر ارزها معامله می شود
با این حال، تحلیلگران خاطرنشان می کنند که درآمد حاصل از کمیسیون به 537.4 میلیون یورو افزایش یافت.
این معمولا بین استرلینگ، دلار و یورو است.
چند سنت بده یا بگیر، یک دلار میخرد، یک یورو میخرد 100 ین.
درخواست او نشان دهنده نگرانی از کاهش ارزش سایر ارزها در برابر یورو است که منجر به تنش در 15 کشور عضو می شود.
از زمانی که در اکتبر به پایین ترین حد خود رسید، یورو در برابر دلار 8 درصد بهبود یافته است.
His call reflects concern that other currencies could depreciate against the euro, leading to strains among the 15 member states.
وزیران امروز گفتند، با این حال، هیچ بحثی در مورد تضعیف شرایط ماستریخت یا تاخیر در یورو وجود ندارد.
هفته گذشته شاهد صحبت هایی در مورد مداخله برای حمایت از یورو بودیم که نشانه ای مطمئن از نگرانی سیاست گذاران است.
Ministers said today though there could be no question of either weakening the Maastricht conditions or delaying the euro.
Last week saw talk of intervention to underpin the euro, a sure sign that policymakers are starting to be concerned.
من برای آن پنج یورو پرداخت کردم.
10 million euro
10 میلیون یورو
قیمت به یورو داده شده است.
یک معامله 30 میلیون یورویی
یک بسته نیم کیلویی پاستا حدود 70 سنت یورو قیمت دارد.
اگر بریتانیا در سال 1999 به یورو ملحق می شد چه می شد؟
ارزش یورو در برابر دلار
معمولاً می توانید یک هتل با شبی 70 یورو پیدا کنید.
من باید پوندم را به یورو تبدیل کنم.
یک اسکناس 20 یورویی
یورو در برابر (= ارزش کمتر/بیشتر در مقایسه با) پوند امروز کاهش/بالا رفت.
the Euro elections
انتخابات یورو
یک عضو پارلمان اروپا (= یک عضو پارلمان اروپا)
یوروپاپ (= موسیقی مدرن، جوانان از اروپا)
بسیاری از بحثها شکست خوردهاند زیرا بیش از حد آمریکایی یا اروپامحور دیده میشوند.
Euro-Asian collaboration
همکاری اروپا و آسیا
Eurodollars/Euroyen
یورو دلار/یوروین
این شرکت گفت که این اوراق به یورو منتشر خواهد شد.
یورو در این هفته به رکورد دیگری در برابر دلار رسید.
marsupial
جانور کیسه دار
bandicoot
باندیکوت
kangaroo
کانگورو
koala
کوالا
opossum
اپوسوم
possum
پوسوم
wallaby
کانگورویی با قد متوسط
wombat
وامبت
placental mammal
پستاندار جفتی
