frankly
frankly - رک و پوست کنده
adverb - قید
UK :
US :
برای نشان دادن اینکه شما در مورد چیزی واقعاً چه فکر می کنید می گویید
صادقانه و مستقیم
به روشی صادقانه و مستقیم
هنگام اظهار نظر صادقانه و مستقیم استفاده می شود، اغلب نظری که ممکن است کسی را ناراحت کند
به روشی صادقانه، صمیمانه و صادقانه، حتی زمانی که این ممکن است باعث ناراحتی دیگران شود
رک و پوست کنده اغلب برای اظهار نظر صادقانه و مستقیم استفاده می شود
من فکر نمی کنم که او برای عصر مدرن مجهز باشد، کاملا صادقانه.
من صراحتاً متحیر شدم وقتی این آقا بزرگ شد.
یک روش، صادقانه بگویم، به سختی قابل تشخیص از روش دیگر است.
روی سطح شیب دار، او چهره ای صراحتاً پر زرق و برق را برش داد، جایی که مانند مجموعه ای از تصمیمات ظریف حرکت کرد.
مردم، روال، خستگی: صادقانه بگویم، او به جهنم رفته بود و برگشته بود.
صادقانه بگویم، من از آنچه شما به من گفتید بسیار ناراحت هستم.
رک و پوست کنده ما علاقه ای به انجام کاری که تنش ها را تشدید کند، نداریم.
این دوز دیگری از آمار بود و صراحتاً گیج کننده بود.
استن صراحتاً اعتراف کرد که برای مبارزه با مشکل مواد مخدر خود به کمک نیاز دارد.
او به صراحت در مورد این مصیبت صحبت کرد.
آنها صراحتاً مسئولیت خود را پذیرفتند.
صادقانه بگویم، برای من مهم نیست که چه اتفاقی برای او می افتد.
صادقانه بگویم، تعجب نمی کنم که شکست خوردی.
او خیلی صریح در مورد تجربیاتش صحبت کرد.
صادقانه بگویم، به نظر من کل این وضعیت مضحک است.
That's a frankly absurd suggestion.
این یک پیشنهاد رک و پوست کنده پوچ است.
او به صراحت در مورد ازدواج مشکل دار خود صحبت کرد.
Frankly, I’m worried.
صادقانه بگویم، من نگران هستم.
candidly
با صراحت
به طور مستقیم
openly
بی پرده
forthrightly
صریح
bluntly
به صراحت
plainly
به وضوح
straightforwardly
آشکارا
overtly
صراحتا
explicitly
بدون ابهام
outspokenly
آزادانه
unequivocally
کچل
unambiguously
به طور قطعی
در آینده
freely
به شدت
baldly
سر راست
categorically
نقطه خالی
forthcomingly
مستقیم از شانه
starkly
از باسن
در سطح
point-blank
امری واقعی
بدون کتک زدن به بوته
بدون محدودیت
بدون رزرو
matter-of-factly
صادقانه
بدون قید و شرط
مستقیما
without reserve
به زبان ساده
honestly
unreservedly
straightly
plainspokenly
evasively
به صورت طفره آمیز
dishonestly
ناصادقانه
deceitfully
فریبکارانه
mendaciously
به طرز دروغگویی
disingenuously
به طور غیر صادقانه
deceptively
به صورت فریبنده
secretively
مخفیانه
unforthcomingly
به طور غیر منتظره
uncandidly
بی صراحت
underhandly
زیر دست
inscrutably
غیر قابل کشف
reservedly
محفوظ
shiftily
به طور متناوب
craftily
حیله گرانه
indirectly
غیر مستقیم
cunningly
با حیله گری
reticently
با احتیاط
shily
شیطون
artfully
هنرمندانه
unethically
غیر اخلاقی
silently
بی صدا
keenly
کاملا
shonkily
به طرز شنود
duplicitously
دوگانگی
unjustly
به ناحق
furtively
متفاوت
سایه ای
shadily
به صورت حیله گرانه
deviously
به طور غیرقانونی
unlawfully
عمیقا
