generalist
generalist - عمومی
noun - اسم
UK :
US :
فردی که در مورد چیزهای مختلف می داند و می تواند بسیاری از کارها را به خوبی انجام دهد
کسی که به جای دانش دقیق از یک موضوع، از موضوعات زیادی آگاهی دارد
(کسی که) متخصص نیست
کسی که دارای طیف وسیعی از مهارت ها و دانش است
ارائه طیف وسیعی از محصولات یا خدمات
The conflict within public bureaucracies between specialists and generalists is familiar to all students of modern government.
تضاد درون بوروکراسی های عمومی بین متخصصان و عمومی ها برای همه دانشجویان دولت مدرن آشناست.
دیگران کلی گرا هستند و اطلاعاتی در مورد بسیاری از مقاصد و روش های سفر ارائه می دهند.
Once the managers began to see that they were running a business they realized that their role was to be generalists.
هنگامی که مدیران متوجه شدند که یک کسب و کار را اداره می کنند، متوجه شدند که نقش آنها عمومی بودن است.
It also requires presentation in a manner acceptable to both generalist and specialist managers.
همچنین نیاز به ارائه به شیوه ای قابل قبول برای مدیران عمومی و متخصص دارد.
شرکت های Workplace 2000 به دنبال متخصصان عمومی انعطاف پذیر هستند، نه متخصصان.
This raises the question of the role of the specialist agency in relation to the generalist and the development of a referral system.
این سوال نقش آژانس تخصصی در رابطه با عمومی و توسعه یک سیستم ارجاع را مطرح می کند.
کودکان در این سن به جای معلم عمومی نیاز به معلمان متخصص دارند.
ما به مدیران خود نیاز داریم که عمومی باشند - افرادی که فشارهای اداره یک تجارت را درک کنند.
اکثر مردم مزایای تراست های سرمایه گذاری عمومی گسترده را نادیده می گیرند.
متخصص
کارشناس
استاد
قدرت
whiz
ویز
ace
آس
حرفه ای
maven
ماون
hotshot
داغ
connoisseur
خبره
مشاور
buff
گاومیش
guru
گورو
pro
فانتزی
fancier
علاقه مند
maestro
ماهر
aficionado
دانشمند
adept
بوفه
pundit
دارای ذوق هنری
savant
جادوگر
boffin
فوندی
whizz
حکیم
virtuoso
فداکار
wizard
علاقهمند
fundi
محقق
sage
خرخون
devotee
کهنه سرباز
enthusiast
geek
