outfits

base info - اطلاعات اولیه

outfits - لباس ها

N/A - N/A

ˈaʊt.fɪt

UK :

ˈaʊt.fɪt

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [outfits] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • I'm going to wear my vampire outfit for Halloween.


    من می خواهم لباس خون آشام خود را برای هالووین بپوشم.

  • He has recently set up his own research outfit.


    او اخیراً ابزار تحقیقاتی خود را راه اندازی کرده است.

  • The ambulances have all been outfitted with new radios.


    آمبولانس ها همگی با رادیوهای جدید تجهیز شده اند.

  • Susan wore a black outfit.


    سوزان لباس مشکی پوشیده بود.

  • She got a complete ski outfit as a gift from her parents.


    او یک لباس اسکی کامل از پدر و مادرش هدیه گرفت.

  • Our company merged with another consulting outfit.


    شرکت ما با یک مجموعه مشاوره دیگر ادغام شد.

  • I found a place that can outfit us for the canoe trip.


    جایی پیدا کردم که می تواند ما را برای سفر با قایق رانی آماده کند.

  • You should bring at least one extra outfit to the conference.


    شما باید حداقل یک لباس اضافی به کنفرانس بیاورید.

  • Give some consideration to what outfit to wear for the interview.


    مقداری در نظر بگیرید که چه لباسی برای مصاحبه بپوشید.

  • Our reception staff all wear matching outfits.


    کارکنان پذیرش ما همگی لباس‌های هماهنگ می‌پوشند.

  • He has recently set up his own research outfit, which has as yet no name.


    او اخیراً گروه تحقیقاتی خود را راه اندازی کرده است که هنوز نامی ندارد.

  • The award provides funds to outfit labs and pay for other start-up expenses.


    این جایزه بودجه ای را برای تجهیزات آزمایشگاهی و پرداخت سایر هزینه های راه اندازی فراهم می کند.

  • The vehicles have been outfitted with message boards.


    خودروها به تابلوهای پیام مجهز شده اند.

synonyms - مترادف
  • wardrobe


    جا رختی


  • تن پوش


  • لباس ها

  • attire


    لباس

  • outfit


    پوشاک

  • garments


    ضامن

  • apparel


    دنده

  • togs


    موضوعات


  • دودز

  • threads


    ژنده پوش

  • duds


    کلوبگر

  • vestments


    پوشیدن

  • rags


    علف های هرز

  • clobber


    toggery


  • جهاز عروس

  • weeds


    پرده ها

  • toggery


    گروه ها

  • trousseau


    کت و شلوار

  • drapes


    کالاهای خشک

  • costumes


    مجموعه لباس

  • ensembles


    عادات

  • suits


    بلند شدن ها

  • dry goods


    کیت ها



  • garb


  • raiment


  • attires


  • habits


  • get-ups


  • kits


antonyms - متضاد
  • individuals


    اشخاص حقیقی

لغت پیشنهادی

A-frame

لغت پیشنهادی

debatable

لغت پیشنهادی

barricaded