outfits
outfits - لباس ها
N/A - N/A
UK :
US :
مجموعه ای از لباس هایی که برای یک موقعیت یا فعالیت خاص پوشیده می شوند
an organization company team military unit etc.
یک سازمان، شرکت، تیم، واحد نظامی و غیره.
تجهیزات یا لباس برای کسی یا چیزی فراهم کردن
لباس نیز مجموعه ای از تجهیزات برای یک هدف خاص است
an organization or group
یک سازمان یا گروه
برای تهیه لباس یا تجهیزات دیگر به کسی
an organization company etc.
یک سازمان، شرکت و غیره
من می خواهم لباس خون آشام خود را برای هالووین بپوشم.
او اخیراً ابزار تحقیقاتی خود را راه اندازی کرده است.
آمبولانس ها همگی با رادیوهای جدید تجهیز شده اند.
سوزان لباس مشکی پوشیده بود.
او یک لباس اسکی کامل از پدر و مادرش هدیه گرفت.
شرکت ما با یک مجموعه مشاوره دیگر ادغام شد.
جایی پیدا کردم که می تواند ما را برای سفر با قایق رانی آماده کند.
شما باید حداقل یک لباس اضافی به کنفرانس بیاورید.
مقداری در نظر بگیرید که چه لباسی برای مصاحبه بپوشید.
کارکنان پذیرش ما همگی لباسهای هماهنگ میپوشند.
او اخیراً گروه تحقیقاتی خود را راه اندازی کرده است که هنوز نامی ندارد.
این جایزه بودجه ای را برای تجهیزات آزمایشگاهی و پرداخت سایر هزینه های راه اندازی فراهم می کند.
خودروها به تابلوهای پیام مجهز شده اند.
wardrobe
جا رختی
تن پوش
لباس ها
attire
لباس
outfit
پوشاک
garments
ضامن
apparel
دنده
togs
موضوعات
دودز
threads
ژنده پوش
duds
کلوبگر
vestments
پوشیدن
rags
علف های هرز
clobber
toggery
جهاز عروس
weeds
پرده ها
toggery
گروه ها
trousseau
کت و شلوار
drapes
کالاهای خشک
costumes
مجموعه لباس
ensembles
عادات
suits
بلند شدن ها
dry goods
کیت ها
garb
raiment
attires
habits
get-ups
kits
individuals
اشخاص حقیقی
