regrettably
regrettably - متأسفانه
adverb - قید
UK :
US :
پشیمان شدن. پشیمانی
تاسف آور
پشیمان
متاسفانه
در مورد موقعیتی صحبت می کرد که آرزو می کردی متفاوت بود یا از آن متاسف بودی
به گونه ای که باعث می شود از چیزی ناراحت و متاسف شوید
متأسفانه بسیاری از کارهای نمایشی بی کیفیت هستند.
متأسفانه افراد فقیر و محروم در نتیجه قانون جدید متضرر خواهند شد.
در مورد این اولین، متأسفانه قبل از زمانش به ما می رسد.
امروزه، متأسفانه، صداقت چرچیلی در مکان های بلند کمتر مد شده است.
Over the years, more money has been put into education but regrettably in certain areas little has been achieved.
در طول سالها، پول بیشتری برای آموزش هزینه شده است، اما متأسفانه در برخی زمینهها دستاوردهای کمی حاصل شده است.
برخی از این حوادث متأسفانه در ملاء عام رخ داده است.
Mr. Hart's comments were regrettably inappropriate.
نظرات آقای هارت متأسفانه نامناسب بود.
متأسفانه آثار Jousse به انگلیسی ترجمه نشده است.
The two works choreographed by Alley have regrettably little to offer where dance idioms are concerned.
متأسفانه دو اثر طراحی شده توسط Alley در مورد اصطلاحات رقص چیز کمی برای ارائه دارند.
ما موضوعی را در نظر گرفتهایم که شاید متأسفانه در مرکز توجه آنگلیکان نیست.
Attempts to denigrate his playing simply because of his popularity are misplaced but regrettably widespread.
تلاش برای تحقیر بازی او صرفاً به دلیل محبوبیت او نابجا است اما متأسفانه گسترده است.
Regrettably, crime has been increasing in this area.
متأسفانه جرم و جنایت در این زمینه افزایش یافته است.
This fine restaurant has, regrettably, gone out of business.
این رستوران خوب متأسفانه از کار افتاده است.
متأسفانه شواهد کمی برای حمایت از این استدلال وجود دارد.
متأسفانه برخی از مشاغل از دست خواهند رفت.
با تاسف آهی کشید.
He sighed regretfully.
متأسفانه درگیر شرایطی شدم که نباید درگیر می شدم.
متاسفانه بودجه آموزش و پرورش به درستی تامین نشده است.
regretfully
متاسفانه
به طور غم انگیز
tragically
با تاسف
lamentably
ناراحت کننده
distressingly
تاسف بار
deplorably
با ناراحتی
sadly
بدبختانه
woefully
به شدت
grievously
بدشانسی
unluckily
به طرز دلخراش
heartbreakingly
به طرز وحشتناکی
direly
با دلسوزی
dreadfully
ناامید کننده
wretchedly
فاجعه بار
heartrendingly
به طور نامطلوب انگلستان
distressfully
عذاب آور ایالات متحده
upsettingly
دردناک
unhappily
به طور نامطلوب ایالات متحده
terribly
به تلخی
disappointingly
به طرز دلخراشی
calamitously
بد
awfully
طرز ناراحت، بدبختانه
unfavourablyUK
agonizinglyUS
painfully
unfavorablyUS
bitterly
pitifully
harrowingly
miserably
fortunately
خوشبختانه
luckily
مطلوب انگلستان
thankfully
مطلوب ایالات متحده
favourablyUK
به صورت مشروط
favorablyUS
با خوشحالی
providentially
مناسب
happily
با موفقیت
propitiously
همانطور که شانس آن را داشته باشد
به خوبی
رضایت بخش
auspiciously
با یک شانس خوشحال کننده
satisfyingly
از شانس خوب
خدا را شکر
از آسمان تشکر کن
تشکر از ستاره ها
thank God
از شانس خوشحال کننده
thank goodness
در زمان مناسب
thank heavens
در زمان کوتاه
با رونق
به طور مناسب
با رحمت
prosperously
appropriately
opportunely
mercifully
