sightseeing
sightseeing - تماشا
noun - اسم
UK :
US :
when you visit famous or interesting places, especially as tourists
وقتی از مکان های معروف یا جالب دیدن می کنید، به خصوص به عنوان توریست
the activity of visiting interesting places, especially by people on holiday
فعالیت بازدید از مکان های جالب، به ویژه توسط افراد در تعطیلات
عمل بازدید از مکان های جالب، به ویژه. در حالی که در تعطیلات
Cost: $ 2,300 per person double occupancy, including hotels, most meals, ground transportation and sightseeing.
هزینه: 2300 دلار برای هر نفر، دو نفره، شامل هتل، بیشتر وعده های غذایی، حمل و نقل زمینی و گشت و گذار.
روزها را به گشت و گذار می گذراندیم و عصرها را در بارهای دنج نشسته و شراب محلی می نوشیم.
Included in the cost are round-trip airfare from New York, hotel accommodations, kosher breakfasts and dinners, sightseeing and transfers.
شامل هزینه بلیط رفت و برگشت از نیویورک، اقامت در هتل، صبحانه و شام کوشر، گشت و گذار و ترانسفر می شود.
On most days the official programme occupied only the evenings so that day time was available for sightseeing.
در بیشتر روزها برنامه رسمی فقط عصرها را اشغال می کرد به طوری که زمان روز برای گشت و گذار در دسترس بود.
دو روز زمان زیادی برای گشت و گذار نمی دهد.
چرا فردا نریم گشت و گذار؟
در لندن، شرکت کنندگان به گشت و گذار می روند و سپس در نمایشگاه هوایی فارنبرو شرکت می کنند.
بعد از یک بعدازظهر گشت و گذار همه ما خسته شده بودیم.
من برای انجام برخی از مناظر در سن آنتونیو با احساس رفاه به راه افتادم.
او دختران را به اپرا می برد و به گشت و گذار می رفت.
به تماشای منظره رفتن
آیا فرصتی برای گشت و گذار داشتید؟
گشت و گذار در شهر
این هتل یک پایگاه ایده آل برای گشت و گذار است.
برنامه ای برای گشت و گذار و سرگرمی وجود دارد.
آنها در یک سفر دیدنی به اهرام بودند.
اگر دوست دارید فردا می توانید به گشت و گذار بروید.
چند گشت و گذار در پاریس انجام دادیم.
زمانی برای گشت و گذار در سیاتل وجود نداشت.
امروز بعدازظهر قراره بری گشت و گذار؟
اقامت کردن
residence
محل سکونت
sojourn
اقامت
tarry
درنگ
tarriance
تارینس
