touts
touts - تبلیغات
N/A - N/A
UK :
US :
to advertise, talk about or praise something or someone repeatedly especially as a way of encouraging people to like accept or buy something
تبلیغ کردن، صحبت کردن، یا تمجید کردن مکرر چیزی یا شخصی، به ویژه به عنوان راهی برای تشویق مردم به دوست داشتن، پذیرش یا خرید
تلاش مکرر برای متقاعد کردن مردم برای خرید کالا یا خدمات شما
to sell tickets for something such as a sports game or theatre performance unofficially, usually at a much higher price than the official price
فروش بلیت برای چیزی مانند یک بازی ورزشی یا اجرای تئاتر به طور غیر رسمی، معمولاً به قیمت بسیار بالاتر از قیمت رسمی
شخصی که بلیط ها را تبلیغ می کند
برای تبلیغ یا تمجید از چیزی، اغلب برای تشویق استفاده یا فروش آن
If you tout someone's good character knowledge skills, achievements, etc., you praise those characteristics
اگر شخصیت خوب، دانش، مهارت ها، دستاوردها و غیره کسی را تبلیغ کنید، آن ویژگی ها را تحسین می کنید.
برای تبلیغ یا تمجید از چیزی، به ویژه به عنوان راهی برای تشویق مردم به خرید آن
اگر کسی یا چیزی به عنوان چیزی تبلیغ شود، بسیاری از مردم می گویند که آن چیز هستند یا خواهند بود
توقف یا صحبت با بسیاری از افراد به منظور تلاش برای متقاعد کردن آنها برای خرید کالا یا خدمات شما
→ ticket tout
→ فروش بلیط
وزیر مدتی است که این ایده ها را مطرح کرده است.
از او به عنوان رهبر بعدی حزب به طور گسترده یاد می شود.
یک نمایندگی خودروی محلی خدمات/کالاهای خود را از طریق رادیو تبلیغ می کرد.
صدها تاکسی در فرودگاه وجود داشت که همه برای تجارت/سفارش تبلیغ می کردند.
صندلی های 30 پوندی برای این مسابقه با قیمت 500 پوند تبلیغ می شد.
یکی از مشهورترین فروشندگان بلیت بریتانیا زمانی به خود می بالید که می تواند برای هر چیزی برای شما بلیط تهیه کند.
مطالعات مختلفی در مورد مزایای برنامه های پیش از مهدکودک منتشر شده است.
The President was in Ohio on Saturday, touting his accomplishments and urging supporters to re-elect him.
رئیس جمهور روز شنبه در اوهایو بود و دستاوردهای خود را تبلیغ کرد و از هواداران خواست تا او را دوباره انتخاب کنند.
او در تبلیغاتی ظاهر می شود که مزایای اجاره جت های شرکتی را تبلیغ می کند.
چندین شرکت بیمه خدمات خود را در رادیو محلی تبلیغ می کنند.
از او به عنوان مدیر عامل بعدی این شرکت به طور گسترده یاد می شود.
صدها تاکسی در فرودگاه به دنبال تجارت هستند.
promotes
ترویج می کند
advertises
تبلیغ می کند
advertizes
بازارها
markets
عمومی بریتانیا
publicisesUK
ایالات متحده را عمومی می کند
publicizesUS
را افزایش می دهد
boosts
هیپ ها
hypes
زمین ها
pitches
شاخه ها
plugs
هل می دهد
pushes
خودنمایی می کند
flaunts
صحبت می کند
speaks of
صحبت از
talks of
خمیر هزارلا
puffs
بالیهوها
ballyhoos
می فروشد
sells
شلاق زدن
talks up
هیپ می زند
flogs
پف می کند
hypes up
کالاها
puffs up
شیپور
merchandises
طبل را برای
trumpets
تبلیغات می کند
تایید می کند
gives publicity to
پیشرفت ها
پخش می کند
endorses
اعلام می کند
advances
را اعلام می کند
broadcasts
proclaims
promulgates
blames
سرزنش می کند
conceals
پنهان می کند
condemns
محکوم می کند
discourages
دلسرد می کند
hides
کم بیان می کند
understates
