brethren
brethren - برادران
noun - اسم
UK :
US :
برای خطاب قرار دادن یا صحبت در مورد اعضای یک سازمان یا گروه، به ویژه یک گروه مذهبی استفاده می شود
(به عنوان نوعی خطاب به اعضای یک سازمان یا گروه مذهبی استفاده می شود) برادران
تری با برادرانش درگیر شد و درخواست شغل کرد.
اما در میان برادرانش این نیکوکار متأسفانه از دست خواهد رفت.
He also purported to apply the conventional collateral fact doctrine but reached a different conclusion from that of his brethren.
او همچنین مدعی بود که دکترین واقعی وثیقه متعارف را به کار میبرد، اما به نتیجهای متفاوت از نتیجهای که برادرانش داشتند رسید.
یک ساعت دیواری زمان روز را به شما می گوید اما به برادران سازنده اش نمی گوید.
Many lawyers in commerce and industry are at a disadvantage over Woolf, compared to their private practice brethren.
بسیاری از وکلا در تجارت و صنعت نسبت به وولف در مقایسه با برادران خصوصی خود در مضیقه هستند.
همه به این معنا برادر بودند و از طریق رستگاری قادر به تلاش برای از بین بردن گناه بودند.
They coach at Little League and roar with their brethren at Lions meetings and stay out of the bars.
آنها در لیگ کوچک مربیگری می کنند و با برادرانشان در جلسات لاینز غرش می کنند و از میله ها دور می مانند.
assembly
مونتاژ
parishioners
اهل محله
churchgoers
کلیساها
parish
محله
flock
گله
adherents
طرفداران
believers
مومنان
جمعیت
faithful
با ایمان
fold
تا کردن
followers
پیروان
ذیل
archdiocese
اسقف نشینی
bethel
بیتل
worshipers
نمازگزاران
congregation
جماعت
کلیسا
gathering
جمع آوری
jamaat
برادر و خواهر
brothers and sisters
ارتباط گیرندگان
communicants
اعضای وفادار
loyal members
معاشرت
fellowship
غیر روحانی
laity
میزبان
انبوه
multitude
روح ها
souls
پیروان وفادار
loyal followers
عضویت در کلیسا
انجمن
sisters
خواهران