anoint
anoint - مسح کردن
verb - فعل
UK :
US :
ریختن روغن یا آب روی سر یا بدن کسی، معمولاً به عنوان بخشی از یک مراسم مذهبی
در مراسم مذهبی کسی را با گذاشتن آب یا روغن مقدس بر او مقدس جلوه دادن
پادشاه یا ملکه کردن کسی، به ویژه به عنوان بخشی از یک مراسم مذهبی
انتخاب شخصی برای انجام یک کار خاص، معمولاً توسط یک فرد دارای مقام
در مراسم مذهبی روی کسی آب یا روغن ریختن
مسح نیز به معنای انتخاب کسی یا چیزی برای کار یا هدفی خاص است. تعیین کنید
در هنگام به سلطنت رسیدن او توسط روحانیون تاج گذاری و مسح شد.
او کمی شبیه کودکی بود که بال پرنده ای جادویی او را مسح کرده است.
اما رهبران حزب به انتخاب نامزدها در رقابتهای مهم محلی ادامه دادهاند.
ویاتیکوم را به مرد داد و او را برکت داد و بر سر و سینه و دستها و پاها مسح کرد.
اما او تمام تلاش های او را برای مسح کردن او با عشق و همدردی مسدود کرده بود.
زمانی که ساموئل او را مسح کرد، دیوید مطلقاً کاری برای به دست آوردن انگیزه های خود انجام نداده بود.
ویکتور در حالی که مرد در حال مرگ را برکت می داد و او را مسح می کرد ایستاد.
شراب قدیمی، زبانش را با زبانی تازه و فریبنده تزیین کرده بود.
کشیش او را با روغن مسح کرد.
In 751 Pepin was anointed king.
در سال 751 پپین به عنوان پادشاه مسح شد.
باید دید رئیس جمهور چه کسی را به عنوان جانشین خود معرفی خواهد کرد.
اسقف اعظم در مراسمی در کلیسای جامع مسح شد.
او پسر بزرگ خود را به عنوان جانشین خود مسح کرد.
آنها پهنای باند را به عنوان چیز بزرگ بعدی معرفی کردند.
consecrate
تقدیس کردن
smear
اسمیر
bless
برکت دادن
daub
ضماد کردن
hallow
مقدس
sanctify
بدوب
bedaub
لکه دار کردن
besmear
روغن
مالیدن
آنله
anele
در آغوش گرفتن
embrocate
گریس
grease
منصوب کردن
ordain
ماساژ
massage
مرهم
salve
صاف
گسترده شده است
مقدس کردن
sacralize
شاد کردن
beatify
تقدیم به خدا
canonize US
dedicate to God
وقف کن
canoniseUK
canonizeUS
تجلیل کردن
dedicate
افسوس خوردن
canoniseUK
اختصاص
glorify
محرم کردن
deify
جدا کردن
enshrine
