devote
devote - اختصاص
verb - فعل
UK :
US :
تعلق خاطر
اختصاص داده شده است
فداکارانه
استفاده از تمام یا بیشتر زمان، تلاش و غیره برای انجام کاری یا کمک به کسی
برای استفاده از یک منطقه خاص، دوره زمانی یا مقدار فضا برای یک هدف خاص
to give all of something especially your time effort or love or yourself to something you believe in or to a person
همه چیز، به خصوص زمان، تلاش، یا عشق، یا خود را به چیزی که به آن اعتقاد دارید یا به یک شخص اختصاص دهید
استفاده از یک فضا، منطقه، زمان و غیره برای یک هدف خاص
to give your time or effort completely to something you believe in or to a person or to use a particular amount of time or energy doing something
وقت یا تلاش خود را به طور کامل به چیزی که به آن اعتقاد دارید یا به یک شخص اختصاص دهید، یا از زمان یا انرژی خاصی برای انجام کاری استفاده کنید.
او حق داشت که توجه زیادی به آنها داشته باشد.
بسیاری از مدارس تقریبا یک سوم زمان اختصاص داده شده برای هر درس را به این تمرینات اختصاص می دهند.
او زنی می خواست که بتواند خود را وقف یک مرد، بچه ها، خانواده کند.
او تصمیم می گرفت که خودش را وقف حمایت از او کند در حالی که او از قله ای به قله دیگر می پرید.
وقت بیشتری را به او اختصاص می داد.
او قصد دارد ده سال آینده را به کارهای خیریه خود اختصاص دهد.
Some will resign from big business and devote themselves to turning an idea or hobby into a business of their own.
برخی از مشاغل بزرگ استعفا می دهند و خود را وقف تبدیل یک ایده یا سرگرمی به تجارت خود می کنند.
At any output of films in excess of Q *;, society would be devoting too many resources to the film industry.
در هر خروجی فیلم بیش از Q*;، جامعه منابع زیادی را به صنعت فیلم اختصاص میدهد.
ما در این فصل با جزئیات به آن نگاه خواهیم کرد و دو بخش 5.1 و 5.2 را به آن اختصاص خواهیم داد.
او سنا را ترک کرد تا زمان بیشتری را به خانوادهاش اختصاص دهد.
او تمام انرژی/زندگی خود را وقف مراقبت از افراد بی خانمان کرده است.
در 25 سالگی تصمیم گرفت خود را وقف خدا کند.
بیش از نیمی از سخنرانی او به موضوع بیکاری اختصاص داشت.
این گزارش توصیه می کند که منابع بیشتری به آموزش کودکان چهار ساله اختصاص داده شود.
او زندگی خود را وقف خدمت به خانواده، دوستان و همسایگانش کرد.
بیش از نیمی از سخنرانی او به موضوع صرفه جویی در تامین اجتماعی اختصاص داشت.
درخواست دادن
دادن
نشانی
خم شدن
buckle
دست و پنجه نرم کردن
occupy oneself
خود را اشغال کند
concern oneself
خود را نگران کند
dedicate
وقف کن
مرتکب شدن
buckle down
مستقیم
کوشا باشید
be diligent
سخت کار کن
گیره دور
peg away
پرتلاش باشد
be industrious
تحمل کردن
بند انگشت کردن
knuckle down
بهترین ضربه را بدهید
آن را بریزید
همه چیز را بده
تمام توقف ها را بردارید
تقدیس کردن
consecrate
اداره کند
administer
نگرانی
تعیین کنید
designate
را اشغال کند
اختصاص دهد
هدف
تنظیم
دور زدن
پرت كردن
conceal
پنهان کردن، پوشاندن
desecrate
هتک حرمت کردن
disrespect
بی احترامی
نگه دارید
نگاه داشتن
misappropriate
نامناسب
misuse
سوء استفاده
refrain
خودداری
رد کردن
گرفتن
هدر
withhold
خودداری کنید
misapply
اشتباه اعمال کنید
کش رفتن
alienate
بیگانه کردن
دريافت كردن
renege
تسلیم شدن
مخالف بودن
استفاده کنید
hesitate
تردید کنید