ante

base info - اطلاعات اولیه

ante - قبل از

noun - اسم

/ˈænti/

UK :

/ˈænti/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [ante] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • This year tournament organizers have upped the ante by offering record prize money for the top two teams.


    امسال برگزارکنندگان تورنمنت با ارائه جایزه رکورددار برای دو تیم برتر، وضعیت را افزایش داده اند.

  • a $30 ante


    قبل از 30 دلار

  • antedate


    پیشین

  • antenatal


    قبل از تولد

  • anteroom


    پیش اتاق

  • The question for both sides is how far to up the ante.


    سوالی که برای هر دو طرف وجود دارد این است که تا چه حد باید از آنت بالا بروند.

  • Lenders continue to up the ante with generous new rates, bonuses, and introductory offers.


    وام دهندگان با نرخ های سخاوتمندانه جدید، جوایز و پیشنهادات مقدماتی به رشد خود ادامه می دهند.

synonyms - مترادف
  • pay


    پرداخت


  • مرتکب شدن


  • دادن

  • sacrifice


    قربانی

  • accord


    توافق


  • اختصاص

  • impart


    به اشتراک بگذارند


  • اشتراک گذاری

  • ante up


    قبل از


  • تمام و کمال پرداختن

  • cough up


    سرفه کردن


  • قرار دادن

  • fork out


    چنگال کردن

  • stump up


    کنده شدن


  • پرتاب کردن


  • پا زدن


  • زمین در


  • دست برداشتن از


  • پا

  • pony up


    تسویه حساب


  • بهار برای


  • خرج کردن

  • expend


    هزینه

  • disburse


    حواله دادن

  • outlay


    پیشنهاد

  • remit


    تحویل دادن


  • ارائه دادن


  • رها کردن

  • render


    سهام



antonyms - متضاد
  • cash-out


    غیر نقدی

  • fold


    تا کردن

  • sit-out


    نشستن

لغت پیشنهادی

reagan

لغت پیشنهادی

well

لغت پیشنهادی

stranglehold