apprenticeship
apprenticeship - دوره کار آموزی
noun - اسم
UK :
US :
شغل شاگردی یا دوره زمانی که در آن شاگرد هستید
دوره زمانی که شخصی شاگرد است یا شغل شاگردی
یک دوره زمانی کار به عنوان کارآموز
در اواسط نوجوانی بسیاری از نوجوانان خانه را ترک کردند تا وارد خدمات کشاورزی شوند یا کارآموزی را شروع کنند.
During their mid teens many adolescents left home to enter farm service or to begin an apprenticeship.
این برنامه برنامه های رسمی کارآموزی و کارآموزی را برای دانشجویان ایجاد کرده است و آنها را قادر می سازد تا کارکنان را در محل کار تحت الشعاع قرار دهند.
It has created formal internship and apprenticeship programs for students and enabled them to shadow employees on the job.
او در واقع یک کارآموزی مضاعف دشوار داشت.
از آنجایی که تقریباً دوره کارآموزی خود را به پایان رسانده بود، به وضوح از جمع کردن آن بیزار بود.
او شاگردی خود را در سال 1858 انصراف داد و تصمیم گرفت تا به دنبال برادر بزرگش در صفوف سازمان زمین شناسی قرار گیرد.
He renounced his apprenticeship in 1858 and resolved to follow his eldest brother into the ranks of the Geological Survey.
فلینی فاقد هرگونه آموزش رسمی در زمینه فیلمبرداری بود و سبک شخصی خود را تنها پس از شاگردی طولانی به عنوان فیلمنامه نویس توسعه داد.
Fellini lacked any formal training in cinematography and developed his personal style only after a long apprenticeship as a scriptwriter.
یکی از بخش های این آمادگی، برنامه کارآموزی است.
او در سال دوم شاگردی خود به عنوان نجار بود.
او دوران شاگردی خود را به عنوان لوله کش گذرانده بود.
پیدا کردن دوره های کارآموزی سخت تر می شد.
او اکنون به عنوان نجاری مشغول به کارآموزی است.
My father believed that if I got an apprenticeship to a proper trade I'd be financially secure for life.
پدرم معتقد بود که اگر در یک تجارت مناسب شاگردی کنم تا آخر عمر از نظر مالی امنیت خواهم داشت.
an engineering/construction/plumber's apprenticeship
کارآموزی مهندسی / ساخت و ساز / لوله کش
آموزش
internship
کارآموزی
traineeship
دوره کارآموزی
externship
خارجی
practicum
تمرین
probation
تحت مراقبت
initiation
شروع
novitiate
تازه کار کردن
studentship
دانشجویی
تحصیلات
آماده سازی
indentureship
اجاره نامه
دوره آموزشی
دوره آزمایشی
probationary period
اقامت
residency
تجربه کاری
آموزش در حین کار
یادگیری در حین کار
on-the-job training
توسعه حرفه ای
on-the-job learning
محل کار
سال ساندویچ
work placement
زمان
sandwich year
تعیین سطح
موقعیت
placement
کار
آموزش پزشکی
دانشکده پزشکی
معاینه
تحقیق و بررسی
گیجی
تخریب
harm
صدمه
جهل
ignorance
بی توجهی
neglect
بدتر شدن
worsening