disrespect

base info - اطلاعات اولیه

disrespect - بی احترامی

noun - اسم

/ˌdɪsrɪˈspekt/

UK :

/ˌdɪsrɪˈspekt/

US :

family - خانواده
respect
توجه
respectability
احترام
respecter
محترم
respectfulness
احترام گذاشتن
respectable
قابل احترام
respected
بی احترامی
respectful
محترمانه
respective
با احترام
disrespect
به ترتیب
respectably
---
respectfully
---
respectively
---
google image
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [disrespect] در گوگل
description - توضیح

  • عدم احترام به کسی یا چیزی


  • گفتن یا انجام کارهایی که نشان دهنده عدم احترام به کسی است


  • فقدان احترام


  • قبل از اینکه از کسی انتقاد کنید استفاده می شود تا بی ادبانه به نظر نرسد


  • صحبت کردن یا رفتار بی ادبانه با کسی، یا عدم احترام به کسی

  • Obviously self-respect was not the same as disrespect.


    بدیهی است که احترام به خود با بی احترامی یکی نبود.

  • Spatz was a fool when it came to science but he knew disrespect when he saw it.


    اسپاتز در مورد علم یک احمق بود، اما وقتی آن را دید متوجه بی احترامی شد.

  • A: No disrespect to your stepson, but I would leave well enough alone.


    پاسخ: بی احترامی به پسرخوانده ات نیست، اما به اندازه کافی تنها خواهم بود.

  • When he jokingly referred to the story that he was descended from the Devil he meant no disrespect to his ancestor Woden.


    وقتی او به شوخی به این داستان اشاره کرد که او از نسل شیطان است، منظورش بی احترامی به جدش وودن نبود.

  • It is with no disrespect to her that I give him preference.


    بدون بی احترامی به اوست که به او اولویت می دهم.

  • Shared laughter in difficult times is not a sign of disrespect for the pain of the situation.


    خنده مشترک در مواقع سخت نشانه بی احترامی به درد موقعیت نیست.

  • Critchley was always vulnerable because of his irreverent humour, which could lead to incautious and overt disrespect.


    کریچلی همیشه به دلیل شوخ طبعی خود آسیب پذیر بود که می توانست به بی احتیاطی و بی احترامی آشکار منجر شود.

  • Teenagers who show disrespect for authority are more likely to get involved in drugs.


    نوجوانانی که به مقامات بی احترامی می کنند بیشتر درگیر مواد مخدر می شوند.

  • One can only assume that the Roman officials exceeded their authority and treated the royal family with disrespect.


    فقط می توان حدس زد که مقامات رومی از اختیارات خود فراتر رفته و با خانواده سلطنتی با بی احترامی رفتار می کنند.

example - مثال
  • disrespect for the law/the dead


    بی احترامی به قانون/مردگان

  • No disrespect intended, sir. It was just a joke.


    منظور بی احترامی نیست قربان این فقط یک شوخی بود.

  • She felt he had total disrespect for women.


    او احساس می کرد که او کاملاً به زنان بی احترامی می کند.

  • The new manager showed a healthy disrespect for formality.


    مدیر جدید بی احترامی سالم به رسمی نشان داد.

  • They have shown a total disrespect for the law.


    آنها بی احترامی کامل به قانون نشان داده اند.

  • a disrespect for authority


    بی احترامی به اقتدار

  • No disrespect to Julie, but this department worked perfectly well before she started here.


    بی احترامی به جولی نیست، اما این بخش قبل از شروع او در اینجا بسیار خوب کار می کرد.

  • I don't want anyone disrespecting my son.


    من نمی خواهم کسی به پسرم بی احترامی کند.

  • She apologized for not responding to the letter and said she had meant no disrespect.


    او بابت پاسخ ندادن به نامه عذرخواهی کرد و گفت که منظورش بی احترامی نبوده است.

  • It is disrespectful to mourners at the funeral to have unruly children running around.


    این بی احترامی به عزاداران در تشییع جنازه است که بچه های بی بند و باری به اطراف می دوند.

synonyms - مترادف
  • discourtesy


    بی ادبی

  • rudeness


    گستاخی

  • impertinence


    وقاحت

  • impoliteness


    گونه

  • impudence


    بی مهری

  • incivility


    تلنگری

  • insolence


    بی احترامی


  • دیس

  • unmannerliness


    بی توجهی

  • ungraciousness


    در نظر گرفتن

  • flippancy


    چرت و پرت بودن

  • irreverence


    ناز-عظمت

  • dis


    لب

  • discourteousness


    عصب

  • disrespectfulness


    رفتار بد

  • diss


    جسارت

  • impertinency


    درشتی

  • inconsiderateness


    بی ناموسی آمریکا

  • inconsideration


    dishonourUK

  • churlishness


    سرسختی

  • lese-majesty


    اخلاق بد

  • lip



  • bad manners


  • boldness


  • coarseness


  • dishonorUS


  • dishonourUK


  • hardihood


  • ill manners


  • insolency


antonyms - متضاد
  • esteem


    احترام


  • توجه

  • civility


    مدنیت

  • considerateness


    ملاحظه کاری


  • حسن نیت

  • courtesy


    مهربانی

  • genteelness


    جوانمردی

  • gentility


    بخشندگی

  • graciousness


    ادب

  • politeness


    مودب

  • politesse


    متفکر بودن

  • thoughtfulness


    افتخار ایالات متحده


  • HonourUK

  • honorUS


    فروتنی

  • honourUK


    آداب

  • humility


    ظرافت

  • manners


    اصلاح

  • reverence


    تحسین

  • elegance


    شهرنشینی

  • refinement


    فرهنگ

  • admiration


    ستایش

  • acclaim


    قدردانی

  • urbanity


    کشت


  • لهستانی

  • praise


    تصویب

  • appreciation


    تدبیر

  • cultivation


    موافقت رسمی

  • polish



  • tact


  • approbation


لغت پیشنهادی

rain

لغت پیشنهادی

stages

لغت پیشنهادی

voyage