intrude
intrude - سرزده
verb - فعل
UK :
US :
صحبت کردن با کسی یا درگیر شدن در امور خصوصی او، به شکلی آزاردهنده و ناخواسته
وارد شدن به یک مکان یا موقعیت و تأثیر ناخواسته
رفتن به مکان یا موقعیتی که در آن نمیخواهید یا از شما انتظار نمیرود
رفتن به مکانی یا درگیر شدن در موقعیتی که در آن مورد نظر نیستید یا به آن تعلق ندارید
من نمی خواهم دخالت کنم، اما شما خوب هستید؟
ببخشید قصد دخالت نداشتم من متوجه نشدم که شما در حال تلفن هستید.
Companies should not have the right to intrude into employees' personal lives by giving them psychological tests.
شرکت ها نباید با دادن تست های روانشناختی به زندگی شخصی کارمندان نفوذ کنند.
It's very important not to intrude on the family's grief, whilst still helping with the funeral arrangements.
بسیار مهم است که در غم و اندوه خانواده دخالت نکنید، در حالی که هنوز به ترتیبات تشییع جنازه کمک می کنید.
متاسفم که مزاحم شدم، اما باید با کسی صحبت کنم.
قانونی برای جلوگیری از دخالت روزنامه ها در زندگی خصوصی مردم
ما نباید در غم خصوصی آنها دخالت کنیم.
صدای تلفن در رویاهایش رخنه کرد.
تصویر پدرش در لحظات عجیب و غریب شروع به نفوذ در آگاهی او کرده بود.
عناصر شخصی و ذهنی نباید اجازه نفوذ داشته باشند.
من متوجه نشدم که شوهر شما اینجاست، دکتر جونز - امیدوارم مزاحم نباشم.
Newspaper editors are being urged not to intrude on/into the grief of the families of missing servicemen.
از سردبیران روزنامه ها خواسته می شود که در غم و اندوه خانواده های سربازان گمشده دخالت نکنند.
متاسفم که مزاحم شدم، اما می خواستم مطمئن شوم که این مورد توجه شما را جلب کرده است.
دانشجویانی که در خوابگاه زندگی می کنند، هرگونه منع رفت و آمد را تضییع حقوق خود می دانند.
interfere
مداخله کردن
meddle
دخالت کردن
obtrude
مزاحم
pry
کنجکاوی
بهم ریختگی
بینی
interlope
در هم آمیختن
intermeddle
بهم زدن
poke
اسنوپ
snoop
تجاوز کردن
encroach
دخالت
intervene
زحمت
لب به لب
butt in
در مورد
muck about
دور ریختن
muck around
حمله کردن
invade
تجاوز
trespass
بوق در
horn in
نقض کردن
infringe
قرار دادن
interpose
نفوذ در
intrude on
بینی خود را بچسبانید
سوار کردن
barge in
تجاوز کردن به
encroach on
شلوغ
busybody
قطع کردن
interrupt
عضله در
ظروف سرباز یا مسافر با
برخورد کردن
meddle in
impinge
