originator
originator - مبتکر
noun - اسم
UK :
US :
کسی که برای اولین بار ایده چیزی را در سر دارد و آن را شروع می کند
کسی که ایده اصلی دارد، فعالیتی را شروع می کند و غیره
a financial institution that makes a loan rather than one that buys the loan collects interest payments on it etc
یک مؤسسه مالی که وام می دهد، نه مؤسسه ای که وام را می خرد، سود آن را دریافت می کند و غیره
کسی که برای اولین بار به چیزی فکر می کند و باعث وقوع آن می شود
شخص یا شرکتی که وام یا سایر سرمایه گذاری ها را ترتیب می دهد
با این حال، هر ایده پردازی دانش، انگیزه و تهاجمی برای انجام این کار را ندارد.
It contains a major element of truth even if it is not precisely the truth which its originators intended.
این شامل یک عنصر اصلی از حقیقت است، حتی اگر دقیقاً همان حقیقتی نباشد که مبتکران آن قصد داشتند.
تصمیم ریاست جمهوری نه مبتکران این قانون و نه منتقدان اصلی آن را راضی نکرد.
خدمات ارتباطی اطلاعات را از مبدأ به گیرنده منتقل می کند.
He excelled in music and is one of the originators of Gregorian chants and the liturgical sequences.
او در موسیقی سرآمد بود و یکی از مبتکران سرودهای گریگوری و سکانس های مذهبی است.
احتمالاً استوکلی کارمایکل مبدع اصطلاح قدرت سیاه بود.
آلبرتی مبتکر طراحی ویولن بود حتی اگر استرادیواری آن را به شهرت رساند.
تصور می شود که سر ویلیام جیمز مبدع انگشت نگاری به عنوان وسیله ای برای شناسایی باشد.
او بیشتر به عنوان مبتکر یک سریال تلویزیونی طولانی مدت شناخته می شود.
There are lots of reasons why the inventor or originator of an idea may not get the lion's share of the rewards.
دلایل زیادی وجود دارد که مخترع یا مبتکر یک ایده ممکن است سهم شیر را از پاداش دریافت نکند.
The company is the largest private-sector originator of student loans insured by the federal government.
این شرکت بزرگترین مبتکر بخش خصوصی وام های دانشجویی است که توسط دولت فدرال بیمه شده است.
creator
ایجاد کننده
نویسنده
inventor
مخترع
موسس
initiator
آغازگر
پدر
معمار
طراح
begetter
بهتر
سازنده
pioneer
پیشگام
deviser
مبتکر
innovator
مؤسس
establisher
توسعه دهنده
developer
تهيه كننده
ژنراتور
generator
مؤسسه
institutor
مجعول
contriver
افتتاح کننده
inaugurator
مغز متفکر
instituter
محرک
mastermind
مادر
instigator
قاب ساز
آقا
framer
معرفی کننده
sire
کاشف
introducer
فرمول ساز
discoverer
نئوتریک
formulator
والدین
neoteric
حریف
