recitation
recitation - بازگو کردن
noun - اسم
UK :
US :
گفتن یک شعر، یک قطعه ادبی و غیره که آموخته اید، تا مردم به آن گوش دهند
توصیف گفتاری یک رویداد یا مجموعه ای از رویدادها
گفتن یک نوشته با صدای بلند از حفظ
مراسم با قرائت دعای ربوبی به پایان رسید.
Such appeals are decided much more expeditiously when courts need not prepare full opinions with detailed recitation of the facts.
زمانی که دادگاهها نیازی به تهیه نظرات کامل با ذکر دقیق حقایق نداشته باشند، چنین درخواستهایی با سرعت بیشتری اتخاذ میشوند.
با تلاوت بی پایان زندگی خود از همان سالهای اولیه پاسخ ندهید.
قرائت كوتاهي از قرآن و قرائت رسمي پيشنهاد و پذيرش انجام شد.
در چند هفته اول، جورج با بیحوصلگی در این تلاوتها نشست.
The features and functions of this recitation style of teaching have since been identified in greater detail.
ویژگی ها و کارکردهای این سبک تلاوت از آن زمان با جزئیات بیشتری شناسایی شده است.
با ترانه و تلاوت سرگرم شدیم.
در آن زمان بچه ها تشویق می شدند که اشعاری را برای تلاوت یاد بگیرند.
او به تلاوت خود از رویدادهای هفته ادامه داد.
او شعرهای زیبای بلیک را تلاوت کرد.
recital
رسیتال
کارایی
declaiming
اعلامیه
rendering
تفسیر
تحویل
گذر
قطعه
خواندن
declamation
سخنرانی
lecture
روایت
narration
ترجمه
rendition
گفتن
telling
نشانی
درخواست
گفتمان
گفتگو کردن
discoursing
بحث
ورزش
مونولوگ انگلستان
monologueUK
مونولوگ ایالات متحده
monologUS
روایت کردن
narrating
بازی کردن
oration
ارائه
playing
بلند خواندن
بازگو کردن
proclamation
گزارش
reading aloud
با صدای بلند گفتن
recounting
انتخاب
saying aloud
denial
انکار
ساکت
refusal
امتناع
سکوت
کل
درخواست
سوال
speechlessness
بی زبانی
dumbness
گنگ بودن
muteness
لال بودن
taciturnity
کم حرفی
reticence
عدم ارتباط
uncommunicativeness
بی صدا بودن
voicelessness
بی کلامی
wordlessness
بی بیانی
inarticulateness
عدم پاسخگویی
unresponsiveness
