repeal
repeal - لغو
noun - اسم
UK :
US :
اگر دولتی قانونی را لغو کند، آن قانون را رسماً خاتمه می دهد
برای پایان دادن به یک قانون، قانون، محدودیت و غیره به طور رسمی
اگر یک دولت قانونی را لغو کند، باعث می شود که آن قانون دیگر قدرت قانونی نداشته باشد.
عمل حذف قوه قانونی یک قانون
(حکومتی) برای اینکه قانونی دیگر قانون نباشد
به طور رسمی اعلام کند که یک قانون، قانون و غیره دیگر قدرت قانونی ندارد
عملی که به طور رسمی اعلام می کند که یک قانون، قاعده و غیره دیگر قدرت قانونی ندارد
کنفرانس شهرداران ایالات متحده با صدور بیانیه ای اقدام به لغو این قانون را محکوم کرد.
در واقع، قانون همه آنها را لغو نمی کند.
قانون ظالمانه اختیارات ویژه علیرغم وعده های انتخاباتی هرگز لغو نشد.
This was repealed in 1971 and chargeable assets in a deceased's estate pass to the heirs at probate value.
این در سال 1971 لغو شد و دارایی های قابل شارژ در ترکه متوفی به ارزش وراث به وراث منتقل می شود.
هیچ رویه خاصی برای اصلاح یا لغو چنین قوانینی لازم نیست.
If Congress were to repeal the amendment this year GUPS-type investigations would be easier to initiate.
اگر کنگره امسال اصلاحیه را لغو کند، شروع تحقیقات از نوع GUPS آسان تر خواهد بود.
کنگره ممنوعیت پرواز زنان در ماموریت های رزمی نیروی دریایی را لغو کرد.
The House bill repeals the current housing law while the Senate bill repeals only parts of it and rewrites others.
لایحه مجلس قانون فعلی مسکن را لغو می کند، در حالی که لایحه سنا فقط بخش هایی از آن را لغو می کند و برخی دیگر را بازنویسی می کند.
لغو قوانین ذرت در سال 1846
ما در حال مبارزه برای لغو قوانین سقط جنین هستیم.
بیست و نه سناتور گفتند که مخالف لغو مجازات اعدام هستند.
قانونگذاران مالیات بر فروش را لغو کردند.
سناتورها خواستار لغو این قانون شدند.
تلاش های قبلی برای لغو این قانون شکست خورده است.
ایالت تخمین می زند که در صورت لغو مالیات بر مواد غذایی، سالانه 41 میلیون دلار از دست خواهد رفت.
فرماندار برای لغو مجازات اعدام لابی کرد.
آنها می خواهند مطمئن شوند که جریان نقدی آنها قبل از اینکه تصمیم به لغو لغو کنند، تحت تأثیر قرار نمی گیرد.
cancellationUK
لغو انگلستان
abrogation
نسخ
annulment
لغو
nullification
باطل شدن
cancelationUS
لغو ایالات متحده
revocation
ابطال
voiding
تخلیه
abolition
لغو کردن
invalidation
فسخ
rescindment
نفی
quashing
انحلال
rescission
برداشت از حساب
negation
پس گرفتن
dissolution
رها شدن
withdrawal
به خاطر آوردن
retraction
فسخ کننده
abandonment
واژگونی
اجتناب
rescinding
کاهش
reversal
سقط جنین
avoidance
فحاشی
abolishment
صدا زدن
abatement
متقابل
انداختن
defeasance
اصلاح
calling
نادیده گرفتن
countermanding
فراگیر
dropping
recision
overruling
overriding
enactment
تصویب
continuation
ادامه
معرفی
ratification
تائیدیه
confirmation
گذراندن
passing
تایید مجدد
reaffirmation
اعتبار سنجی
validation
گذر
تحریم
تایید
مجوز انگلستان
endorsement
مجوز ایالات متحده
authorisationUK
پذیرش - پذیرفته شدن
authorizationUS
رضایت
acceptance
توافق
consent
اجازه
مرمت
اجرا
restoration
کمک هزینه
مطالبه
allowance
خوب
فراموشی
موسسه، نهاد
forgetfulness
فرزندخواندگی
adoption