repeal

base info - اطلاعات اولیه

repeal - لغو

noun - اسم

/rɪˈpiːl/

UK :

/rɪˈpiːl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [repeal] در گوگل
description - توضیح
  • if a government repeals a law it officially ends that law


    اگر دولتی قانونی را لغو کند، آن قانون را رسماً خاتمه می دهد

  • to officially end a law rule restriction etc


    برای پایان دادن به یک قانون، قانون، محدودیت و غیره به طور رسمی

  • If a government repeals a law it causes that law no longer to have any legal force.


    اگر یک دولت قانونی را لغو کند، باعث می شود که آن قانون دیگر قدرت قانونی نداشته باشد.

  • the act of removing the legal force of a law


    عمل حذف قوه قانونی یک قانون

  • (of a government) to make a law no longer a law


    (حکومتی) برای اینکه قانونی دیگر قانون نباشد

  • to state officially that a law rule etc. no longer has legal force


    به طور رسمی اعلام کند که یک قانون، قانون و غیره دیگر قدرت قانونی ندارد

  • the act of stating officially that a law rule etc. no longer has legal force


    عملی که به طور رسمی اعلام می کند که یک قانون، قاعده و غیره دیگر قدرت قانونی ندارد

  • The United States Conference of Mayors issued a statement denouncing the move to repeal.


    کنفرانس شهرداران ایالات متحده با صدور بیانیه ای اقدام به لغو این قانون را محکوم کرد.

  • In fact the Act does not repeal all of them.


    در واقع، قانون همه آنها را لغو نمی کند.

  • The draconian Special Powers Act was never repealed despite the election promises.


    قانون ظالمانه اختیارات ویژه علیرغم وعده های انتخاباتی هرگز لغو نشد.

  • This was repealed in 1971 and chargeable assets in a deceased's estate pass to the heirs at probate value.


    این در سال 1971 لغو شد و دارایی های قابل شارژ در ترکه متوفی به ارزش وراث به وراث منتقل می شود.

  • No special procedures are required for amending or repealing such laws.


    هیچ رویه خاصی برای اصلاح یا لغو چنین قوانینی لازم نیست.

  • If Congress were to repeal the amendment this year GUPS-type investigations would be easier to initiate.


    اگر کنگره امسال اصلاحیه را لغو کند، شروع تحقیقات از نوع GUPS آسان تر خواهد بود.

  • Congress repealed the ban on women flying Naval combat missions.


    کنگره ممنوعیت پرواز زنان در ماموریت های رزمی نیروی دریایی را لغو کرد.

  • The House bill repeals the current housing law while the Senate bill repeals only parts of it and rewrites others.


    لایحه مجلس قانون فعلی مسکن را لغو می کند، در حالی که لایحه سنا فقط بخش هایی از آن را لغو می کند و برخی دیگر را بازنویسی می کند.

example - مثال
  • the repeal of the Corn Laws in 1846


    لغو قوانین ذرت در سال 1846

  • We're campaigning for a/the repeal of the abortion laws.


    ما در حال مبارزه برای لغو قوانین سقط جنین هستیم.

  • Twenty nine senators said they opposed repeal of the death penalty.


    بیست و نه سناتور گفتند که مخالف لغو مجازات اعدام هستند.

  • Legislators repealed the sales tax.


    قانونگذاران مالیات بر فروش را لغو کردند.

  • Senators called for the law’s repeal.


    سناتورها خواستار لغو این قانون شدند.

  • Previous efforts to repeal the law have failed.


    تلاش های قبلی برای لغو این قانون شکست خورده است.

  • The state estimates about $41 million will be lost each year if the food tax is repealed.


    ایالت تخمین می زند که در صورت لغو مالیات بر مواد غذایی، سالانه 41 میلیون دلار از دست خواهد رفت.

  • The governor lobbied for repeal of the death penalty.


    فرماندار برای لغو مجازات اعدام لابی کرد.

  • They want to make sure their cashflow will be unaffected before they decide to back a repeal.


    آنها می خواهند مطمئن شوند که جریان نقدی آنها قبل از اینکه تصمیم به لغو لغو کنند، تحت تأثیر قرار نمی گیرد.

synonyms - مترادف
  • cancellationUK


    لغو انگلستان

  • abrogation


    نسخ

  • annulment


    لغو

  • nullification


    باطل شدن

  • cancelationUS


    لغو ایالات متحده

  • revocation


    ابطال

  • voiding


    تخلیه

  • abolition


    لغو کردن

  • invalidation


    فسخ

  • rescindment


    نفی

  • quashing


    انحلال

  • rescission


    برداشت از حساب

  • negation


    پس گرفتن

  • dissolution


    رها شدن

  • withdrawal


    به خاطر آوردن

  • retraction


    فسخ کننده

  • abandonment


    واژگونی


  • اجتناب

  • rescinding


    کاهش

  • reversal


    سقط جنین

  • avoidance


    فحاشی

  • abolishment


    صدا زدن

  • abatement


    متقابل


  • انداختن

  • defeasance


    اصلاح

  • calling


    نادیده گرفتن

  • countermanding


    فراگیر

  • dropping


  • recision


  • overruling


  • overriding


antonyms - متضاد
  • enactment


    تصویب

  • continuation


    ادامه


  • معرفی

  • ratification


    تائیدیه

  • confirmation


    گذراندن

  • passing


    تایید مجدد

  • reaffirmation


    اعتبار سنجی

  • validation


    گذر


  • تحریم


  • تایید


  • مجوز انگلستان

  • endorsement


    مجوز ایالات متحده

  • authorisationUK


    پذیرش - پذیرفته شدن

  • authorizationUS


    رضایت

  • acceptance


    توافق

  • consent


    اجازه


  • مرمت


  • اجرا

  • restoration


    کمک هزینه


  • مطالبه

  • allowance


    خوب


  • فراموشی

  • OK


    موسسه، نهاد

  • forgetfulness


    فرزندخواندگی


  • adoption


لغت پیشنهادی

rallies

لغت پیشنهادی

wit

لغت پیشنهادی

buyer