staid
staid - ماندگار شد
adjective - صفت
UK :
US :
جدی، قدیمی و کسل کننده
جدی، خسته کننده، و کمی قدیمی
هیجان انگیز یا شیک نیست. جدی
اخبار بیحرکت و زمانی جدی شبکه شبیه به عملیات خبری محلی پر زرق و برق شده است.
Let us assume that Mr Peter Porter, an otherwise staid bureaucrat, spends his free time racing Porsche cars.
بیایید فرض کنیم که آقای پیتر پورتر، یک بوروکرات سرسخت، اوقات فراغت خود را صرف مسابقه اتومبیل های پورشه می کند.
از آنجایی که سنم بالاتر بود و کمی آرام تر بودم، روزهای سختی را پشت سر می گذاشتم.
این گروه در مقایسه با موسیقی رولینز موفق به نظر می رسید.
زمان آن فرا رسیده بود که کلیسای او - و پروتستان های پیر و قدیمی - به دنبال پول باشند.
They are the men and women who start vibrant new companies, turn around failing companies, and shake up staid ones.
آنها مردان و زنانی هستند که شرکتهای جدید پر جنب و جوش را راهاندازی میکنند، شرکتهای شکست خورده را دور میزنند و شرکتهای ضعیف را متزلزل میکنند.
staid scientific journals
مجلات علمی ثابت
جمله ای که من همین الان با حروف ساده نوشته بودم، ناگهان به سمت بیرون کشیده شد.
She bought a long lease on the apartment in quiet and respectable Hahnwald, a leafy and staid suburb of Cologne.
او یک اجاره طولانی مدت در آپارتمانی در هانوالد آرام و محترم، یک حومه سرسبز و آرام کلن خرید.
برش مربع و ثابت است، آن را با مشت قوی کاملا در تضاد با ظاهر خود بسته است.
موزه در تلاش است تا از شر تصویر بینظیر خود خلاص شود.
او بی حال و کسل شده بود.
اهالی محل بسیار آرام بودند.
یک هتل نسبتاً آرام و قدیمی
تصویر معمولی شطرنج
دنیای آرام تجارت
او مردی سرسخت بود که بیشتر در مورد مسائل حکومت محلی می نوشت.
تصاویر او زندگی و سرگرمی را به دنیای آرام و قبل از جنگ عکاسی مد آورد.
In an attempt to change its staid image the newspaper has created a new section aimed at younger readers.
این روزنامه در تلاش برای تغییر چهره آرام خود، بخش جدیدی را با هدف خوانندگان جوان تر ایجاد کرده است.
او هرگز با سبک زندگی آرام شوهرش سازگار نشد.
sedate
آرام بخش
جدی
قبر
sober
هوشیار
solemn
رسمی
شدید
somberUS
somberUS
sombreUK
sombreUK
humorlessUS
بی طنز ایالات متحده
humourlessUK
بی طنز انگلستان
ساکت
sobersided
هشیار شده
uncomic
غیر کمیک
stiff
سفت
unsmiling
بی لبخند
weighty
وزین
no-nonsense
بدون مزخرف
serious-minded
po-faced
po-faced
سختگیر
earnest
تلخ
stern
دورو
grim
عبوس
dour
شدید، قوی
sullen
غمگین
austere
مرده
رام شده است
glum
صورت سنگی
deadpan
gloomy
subdued
stony-faced
هیجان انگیز
exhilarating
نشاط آور
stimulating
تحریک کننده
thrilling
برق انداختن
electrifying
برانگیختن
rousing
هم زدن
stirring
پرماجرا
adventurous
در حال حرکت
moving
پر شور
sensational
سرگرم کننده
پرچین
riveting
مواد منفجره
explosive
صخره آویزان
cliffhanging
گرفتن
gripping
نشاط آور انگلستان
envigoratingUK
نیروبخش ایالات متحده
invigoratingUS
نمایشی
وحشی
exhilarative
الهام بخش
زنده
inspiring
دمدمی مزاج
lively
متقاعد کننده
capricious
خیالی
compelling
مست کننده
fanciful
شجاعانه
intoxicating
فریبنده
daring
شدید، قوی
enthralling
مهیج
arousing
breathtaking
