subcontract
subcontract - قرارداد فرعی
verb - فعل
UK :
US :
اگر یک شرکت قرارداد فرعی کار می کند، به افراد دیگر پول می دهد تا بخشی از کارشان را برای آنها انجام دهند
برای انجام بخشی از کاری که با آن موافقت کرده اید به شخص دیگری پول بدهید
to pay an outside person or organization to do work that might normally be done within an organization
پرداخت به یک شخص یا سازمان خارجی برای انجام کاری که معمولاً ممکن است در یک سازمان انجام شود
an agreement for an outside person or organization to do work that might normally be done within an organization
توافقی برای یک شخص یا سازمان خارجی برای انجام کارهایی که معمولاً ممکن است در یک سازمان انجام شود
Carey repeated that the union would sign no deal unless it included limits on subcontracting and added more full-time jobs.
کری تکرار کرد که اتحادیه هیچ قراردادی را امضا نخواهد کرد مگر اینکه محدودیت هایی در قراردادهای فرعی داشته باشد و مشاغل تمام وقت بیشتری اضافه کند.
همه قراردادهای فرعی به خارج از کشور نمی رود.
Items with high added value would only be subcontracted if there were insurmountable problems of some sort in making it in-house.
اقلام با ارزش افزوده بالا تنها در صورت وجود مشکلات غیرقابل حل در ساخت آن در داخل، قرارداد فرعی می شود.
شرکا اکنون در حال قرارداد فرعی کار ایرباس بیشتر به شرکت ها و کشورها هستند.
A car rental company subcontracts out the repair and maintenance of its fleet, and focuses on renting.
یک شرکت کرایه اتومبیل تعمیر و نگهداری ناوگان خود را قرارداد فرعی می بندد و بر اجاره تمرکز می کند.
آنها تعمیر و نگهداری ناوگان خودروی اجاره ای خود را با قرارداد فرعی واگذار می کنند.
حتی کارکردهای ظاهراً ضروری نیز با قرارداد فرعی خارج می شوند.
Critics worry that compassionate conservatism involves subcontracting social welfare to nutty evangelicals.
منتقدان نگران این هستند که محافظه کاری دلسوزانه شامل قرارداد فرعی رفاه اجتماعی به انجیلی های دیوانه می شود.
ما کار را به یک شرکت مهندسی کوچک واگذار کردیم.
ما با یک شرکت مهندسی کوچک قرارداد بستیم تا کار را انجام دهد.
بیشتر آجرکاری ها به یک سازنده محلی واگذار شده است.
بیشتر کارها به یک شرکت دیگر واگذار شده است.
اگر قرارداد بزرگی باشد، مشاور میتواند بخشهایی از آن را قرارداد فرعی کند.
این هواپیماساز به عنوان بخشی از تلاش های خود برای کاهش هزینه ها، خواهان انعطاف پذیری برای قراردادهای فرعی در خارج از کشور است.
سازمان دیگری خدمات فناوری اطلاعات را از طریق قرارداد فرعی به مدرسه ارائه می کند.
outsource
برون سپاری
مزرعه
قرارداد
delegate
نماینده
کمیسیون
منعقد کردن
هزینه خدمات را پرداخت کنید
مجوز خدمات از
به دیگران اختصاص دهید
توزیع مجدد
redistribute
استقرار
deploy
کار
خارجی کردن ایالات متحده
externalizeUS
خارجی انگلستان
externaliseUK
اختصاص دهد
منبع خارج کردن
allocate
از شخص ثالث استفاده کنید
استخدام کردن
utilize a third-party
یک پیمانکار استخدام کنید
جزوه
گذشت
حجم معاملات
قرارداد
