subcontract

base info - اطلاعات اولیه

subcontract - قرارداد فرعی

verb - فعل

/ˌsʌbˈkɑːntrækt/

UK :

/ˌsʌbkənˈtrækt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [subcontract] در گوگل
description - توضیح

  • اگر یک شرکت قرارداد فرعی کار می کند، به افراد دیگر پول می دهد تا بخشی از کارشان را برای آنها انجام دهند


  • برای انجام بخشی از کاری که با آن موافقت کرده اید به شخص دیگری پول بدهید


  • پرداخت به یک شخص یا سازمان خارجی برای انجام کاری که معمولاً ممکن است در یک سازمان انجام شود


  • توافقی برای یک شخص یا سازمان خارجی برای انجام کارهایی که معمولاً ممکن است در یک سازمان انجام شود

  • Carey repeated that the union would sign no deal unless it included limits on subcontracting and added more full-time jobs.


    کری تکرار کرد که اتحادیه هیچ قراردادی را امضا نخواهد کرد مگر اینکه محدودیت هایی در قراردادهای فرعی داشته باشد و مشاغل تمام وقت بیشتری اضافه کند.

  • Not all the subcontracting goes abroad.


    همه قراردادهای فرعی به خارج از کشور نمی رود.

  • Items with high added value would only be subcontracted if there were insurmountable problems of some sort in making it in-house.


    اقلام با ارزش افزوده بالا تنها در صورت وجود مشکلات غیرقابل حل در ساخت آن در داخل، قرارداد فرعی می شود.

  • The partners are now subcontracting more Airbus work to other companies and countries.


    شرکا اکنون در حال قرارداد فرعی کار ایرباس بیشتر به شرکت ها و کشورها هستند.

  • A car rental company subcontracts out the repair and maintenance of its fleet, and focuses on renting.


    یک شرکت کرایه اتومبیل تعمیر و نگهداری ناوگان خود را قرارداد فرعی می بندد و بر اجاره تمرکز می کند.

  • They subcontract out the repair and maintenance of their rental car fleet.


    آنها تعمیر و نگهداری ناوگان خودروی اجاره ای خود را با قرارداد فرعی واگذار می کنند.

  • Even supposedly essential functions are subcontracted out.


    حتی کارکردهای ظاهراً ضروری نیز با قرارداد فرعی خارج می شوند.

  • Critics worry that compassionate conservatism involves subcontracting social welfare to nutty evangelicals.


    منتقدان نگران این هستند که محافظه کاری دلسوزانه شامل قرارداد فرعی رفاه اجتماعی به انجیلی های دیوانه می شود.

example - مثال
  • We subcontracted the work to a small engineering firm.


    ما کار را به یک شرکت مهندسی کوچک واگذار کردیم.

  • We subcontracted a small engineering firm to do the work.


    ما با یک شرکت مهندسی کوچک قرارداد بستیم تا کار را انجام دهد.

  • Most of the bricklaying has been subcontracted (out) to a local builder.


    بیشتر آجرکاری ها به یک سازنده محلی واگذار شده است.

  • Most of the work has been subcontracted out to another company.


    بیشتر کارها به یک شرکت دیگر واگذار شده است.

  • If it is a large contract the consultant may subcontract parts of it.


    اگر قرارداد بزرگی باشد، مشاور می‌تواند بخش‌هایی از آن را قرارداد فرعی کند.

  • The plane maker wants flexibility to subcontract overseas as part of its cost-cutting efforts.


    این هواپیماساز به عنوان بخشی از تلاش های خود برای کاهش هزینه ها، خواهان انعطاف پذیری برای قراردادهای فرعی در خارج از کشور است.

  • Another organization provides IT services to the school though a subcontract.


    سازمان دیگری خدمات فناوری اطلاعات را از طریق قرارداد فرعی به مدرسه ارائه می کند.

synonyms - مترادف
  • outsource


    برون سپاری


  • مزرعه


  • قرارداد

  • delegate


    نماینده


  • کمیسیون


  • منعقد کردن


  • هزینه خدمات را پرداخت کنید

  • pay for the services of


    مجوز خدمات از

  • authorize the services of


    به دیگران اختصاص دهید


  • توزیع مجدد

  • redistribute


    استقرار

  • deploy


    کار

  • job


    خارجی کردن ایالات متحده

  • externalizeUS


    خارجی انگلستان

  • externaliseUK


    اختصاص دهد


  • منبع خارج کردن

  • allocate


    از شخص ثالث استفاده کنید


  • استخدام کردن

  • utilize a third-party


    یک پیمانکار استخدام کنید


  • جزوه

  • hire a contractor


    گذشت


  • حجم معاملات



antonyms - متضاد

  • قرارداد

لغت پیشنهادی

contradictions

لغت پیشنهادی

entrusting

لغت پیشنهادی

instigation