unfashionable

base info - اطلاعات اولیه

unfashionable - غیر مد

adjective - صفت

/ʌnˈfæʃnəbl/

UK :

/ʌnˈfæʃnəbl/

US :

family - خانواده
fashion
روش
fashionable
مد روز
fashionably
---
google image
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [unfashionable] در گوگل
description - توضیح
  • not popular or fashionable at the present time


    در حال حاضر محبوب و مد روز نیست

  • not popular or fashionable at the present timeused especially about people’s ideas, beliefs, and way of life


    در حال حاضر محبوب یا مد روز نیست - به ویژه در مورد ایده ها، باورها و شیوه زندگی مردم استفاده می شود

  • no longer fashionable – used especially about clothes styles, and behaviour


    دیگر مد نیست - به ویژه در مورد لباس، سبک و رفتار استفاده می شود

  • used for describing things which were fashionable and modern at one time but are starting to look unfashionable or old now


    برای توصیف چیزهایی استفاده می‌شود که زمانی مد و مدرن بودند، اما در حال حاضر ظاهراً قدیمی یا قدیمی به نظر می‌رسند.

  • no longer fashionable – used especially about ways of doing and thinking about things. A rather formal use


    دیگر مد نیست - به ویژه در مورد روش های انجام و فکر کردن در مورد چیزها استفاده می شود. یک استفاده نسبتاً رسمی

  • used when saying that something is now very unfashionable – a very informal use


    زمانی استفاده می شود که می گوییم چیزی در حال حاضر بسیار نامرتب است - یک استفاده بسیار غیررسمی


  • مدرن یا محبوب نیست

  • Smoking has become very unfashionable.


    سیگار کشیدن بسیار غیر مد شده است.

  • But production stopped in the Eighties when they became unfashionable.


    اما تولید آنها در دهه هشتاد متوقف شد، زمانی که آنها مد نشدند.

  • Socialism became unfashionable after the collapse of the Berlin Wall.


    پس از فروپاشی دیوار برلین، سوسیالیسم از مد افتاد.

  • There would be hordes of mourners in very unfashionable black.


    انبوهی از عزاداران با لباس سیاه بسیار نامرغوب وجود خواهند داشت.

  • He became an expert on Ash in Ash's most unfashionable days.


    او در غیرمُدترین روزهای آش به متخصص آش تبدیل شد.

  • She told him she lived in the unfashionable district of Harlesden in north-west London.


    او به او گفت که در محله غیر مد روز هارلسدن در شمال غربی لندن زندگی می کند.

  • Smoking has become very unfashionable in the last ten years.


    سیگار کشیدن در ده سال اخیر بسیار غیر مد شده است.

  • Whoever placed her feet, in their unfashionable lace-up shoes, left one askew, giving her a knock-kneed appearance.


    هر کس پاهای او را در کفش‌های توری نامرغوب خود قرار می‌داد، یکی را کج می‌گذاشت و ظاهری کوبنده به او می‌داد.

  • She lives in an unfashionable part of West London.


    او در قسمتی غیر مد روز در غرب لندن زندگی می کند.

  • Comparative anatomy, however is an unfashionable science in the West today.


    با این حال، آناتومی تطبیقی، امروزه در غرب یک علم غیر مد شده است.

  • It's unfashionable these days to say you want to get married and give up your job isn't it?


    این روزها دیگر مد نیست که بگوییم می‌خواهی ازدواج کنی و شغلت را رها کنی، اینطور نیست؟

example - مثال
  • an unfashionable part of London


    بخش غیر مدی لندن

  • unfashionable ideas


    ایده های غیر مد

  • They paid less for the house because it was in an unfashionable part of town.


    آنها هزینه کمتری برای خانه پرداخت کردند، زیرا در قسمتی از شهر غیر مد بود.

synonyms - مترادف
  • outdated


    منسوخ شده

  • outmoded


    تاریخ دار

  • dated


    قدیمی

  • antiquated


    بی شیک

  • unstylish


    قدیمی، کهنه

  • archaic


    بیرون

  • obsolete


    چسبناک

  • out


    بی مزه

  • tacky


    پنیری

  • tasteless


    نازنین

  • cheesy


    ماقبل تاریخ

  • dowdy


    مربع

  • prehistoric


    ضد غرق شدن


  • پاس

  • antediluvian


    گذشته

  • passé


    بی سبک

  • bygone


    منحل شده است

  • styleless


    کرک دار

  • defunct


    زباله

  • frumpy


    جایگزین شد

  • trashy


    باز کردن هیپ

  • superseded


    بی ظرافت

  • unhip


    غیر محبوب

  • inelegant


    پوسته دار

  • unpopular


    پاس کردن

  • crusty


    دیروز

  • passe


    سبک قدیمی

  • yesterday's


    منسوخ

  • old-fashioned


  • out-of-date



antonyms - متضاد
  • fashionable


    مد روز

  • stylish


    خوش استیل

  • chic


    شیک


  • کلاسیک

  • classy


    درجه یک

  • elegant


    ظریف

  • exquisite


    نفیس


  • خوب

  • posh


    ریتزی

  • ritzy


    هوشمندانه


  • پیچیده


  • با سلیقه

  • tasteful


    فرقه

  • culty


    نوین


  • محبوب


  • مرسوم، مد روز

  • trendy


    مد

  • mod


    به روز

  • up-to-date


    du jour

  • du jour


    جدید


  • حالت a la

  • a la mode


    مجلل

  • luxurious


    مخمل خواب دار

  • lavish


    بزرگ

  • plush


    لوکس

  • opulent


    تفننی

  • sumptuous



  • deluxe


  • fancy


  • swanky


لغت پیشنهادی

shoals

لغت پیشنهادی

resulted

لغت پیشنهادی

snooker