snooker

base info - اطلاعات اولیه

snooker - اسنوکر

noun - اسم

/ˈsnuːkər/

UK :

/ˈsnuːkə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [snooker] در گوگل
description - توضیح
  • a game played especially in Britain on a special table covered in green cloth, in which two people use long sticks to hit coloured balls into holes at the sides and corners of the table


    بازی مخصوصاً در بریتانیا روی میز مخصوصی که با پارچه سبز پوشانده شده بود انجام می‌شد و در آن دو نفر با چوب‌های بلند توپ‌های رنگی را به سوراخ‌هایی در کناره‌ها و گوشه‌های میز می‌کوبیدند.


  • برای اینکه کسی نتواند کاری را که می خواهد انجام دهد غیرممکن کند

  • a game played, especially in the UK, by two people in which cues (= long thin poles) and a cue ball are used to hit 15 red balls and six balls of different colours into six holes around a table covered in soft cloth in a fixed order


    بازی ای که به ویژه در انگلستان توسط دو نفر انجام می شود که در آن از نشانه (= قطب های بلند و نازک) و یک توپ نشانه برای ضربه زدن به 15 توپ قرمز و شش توپ با رنگ های مختلف به شش سوراخ در اطراف یک میز پوشیده شده با پارچه نرم استفاده می شود. یک سفارش ثابت


  • در بازی اسنوکر یا استخر، موقعیتی که بازیکن نمی تواند از آنجا به هیچ توپی شوت قانونی مستقیم بزند.


  • (در بازی اسنوکر) باید حریف خود را در موقعیتی قرار دهید که از آنجا نتواند به هیچ توپی ضربه مستقیم بزند تا شانس بردن یک فریم (= بخشی از مسابقه) را داشته باشد.


  • (یک بازیکن یا تیم ورزشی) در شرایطی قرار بگیرند که پیروزی در آن تقریبا غیرممکن باشد


  • در بازی اسنوکر، توپ ها را در موقعیتی قرار دهید که حریف شما نتواند از آنجا به هیچ توپی ضربه قانونی مستقیم بزند.

  • to prevent someone from finishing an intended plan of action


    برای جلوگیری از انجام یک برنامه اقدام مورد نظر کسی

  • to deceive or trick someone


    فریب دادن یا فریب دادن کسی

  • Hendry missed a red three times from a snooker in the sixth and lost by eight points as his rival levelled.


    هندری سه بار قرمز را از اسنوکر در بازی ششم از دست داد و با تساوی رقیبش با هشت امتیاز شکست خورد.

  • Cricket can be boring when Botham behaves, and snooker needs Alex Higgins even if it does not like to say so.


    وقتی بوتهام رفتار می کند کریکت می تواند کسل کننده باشد و اسنوکر حتی اگر دوست نداشته باشد به الکس هیگینز نیاز دارد.

  • Finally I admit our shared deficiency: that of not being very good at snooker.


    در نهایت، من به کمبود مشترک خود اعتراف می کنم: این که در اسنوکر خیلی خوب نیستیم.

  • He's forgotten how to play snooker.


    او یادش رفته اسنوکر بازی کند.

  • But Edwards had a love for sports, too playing tennis snooker, soccer.


    اما ادواردز به ورزش نیز علاقه داشت، بازی تنیس، اسنوکر، فوتبال.

  • She slashed wildly at the ball with the edge of the bat, and the ball bounced under the snooker table.


    او با لبه چوب به شدت به توپ ضربه زد و توپ به زیر میز اسنوکر پرید.

  • Lorton spent the evening drinking bottled Guinness and watching snooker on the television.


    لورتون شب را با نوشیدن بطری گینس و تماشای اسنوکر در تلویزیون صرف کرد.

example - مثال
  • to play snooker


    برای بازی اسنوکر

  • a game of snooker


    یک بازی اسنوکر

  • a snooker hall/player/table


    یک سالن اسنوکر / بازیکن / میز

  • The ex-miner stunned the snooker world by winning his first tournament.


    معدنچی سابق با برنده شدن در اولین تورنمنت خود، دنیای اسنوکر را مبهوت کرد.

  • We played a couple of frames of snooker in the evening.


    شب چند فریم اسنوکر بازی کردیم.

  • Stevens conceded after failing to escape from a series of snookers.


    استیونز پس از ناکامی در فرار از یک سری اسنوکرها تسلیم شد.

  • He potted a long yellow ball to leave Davis needing snookers.


    او یک توپ زرد بلند را به گلدان زد تا دیویس را که به اسنوکر نیاز دارد رها کند.

  • United were left needing snookers.


    یونایتد به اسنوکر نیاز داشت.

  • Without him England would still need snookers to save the first Test.


    بدون او انگلیس هنوز برای نجات اولین تست به اسنوکر نیاز داشت.

  • O'Sullivan was snookered in the 13th frame.


    اوسالیوان در فریم سیزدهم اسنوکر شد.

  • We had intended to go driving around Scotland, but unless I can get my licence we're snookered.


    قصد داشتیم در اسکاتلند رانندگی کنیم، اما اگر نتوانم گواهینامه‌ام را بگیرم، دچار اسنوکر می‌شویم.

  • He accused Washington of snookering developments that could have helped his brother.


    او واشنگتن را متهم کرد که تحولاتی را که می‌توانست به برادرش کمک کند، دستکاری می‌کند.

  • Critics say it is the administration's way of snookering students into paying for more fast-food restaurants.


    منتقدان می گویند این روشی است که دولت برای جذب دانش آموزان به پرداخت هزینه بیشتر برای رستوران های فست فود انجام می دهد.

synonyms - مترادف
  • deceive


    فریب دادن

  • fool


    احمق

  • hoodwink


    کلاهبرداری

  • misinform


    اطلاعات غلط

  • mislead


    گمراه کردن

  • misguide


    بلوف

  • beguile


    باهم

  • bluff


    بامبوزل

  • con


    حقه

  • dupe


    فوت و فن

  • bamboozle


    cozen

  • hoax


    توهم


  • مکنده

  • cozen


    گاف

  • delude


    شاخک زدن

  • sucker


    برف

  • gaff


    بوفالو

  • hornswoggle


    سوختن


  • گامون

  • buffalo


    دارند


  • فروتن

  • gammon


    شعبده بازی


  • جعل

  • humbug


    گرفتن

  • juggle


    مرغ دریایی

  • spoof


    وارد کردن


  • رشته در امتداد

  • gull





antonyms - متضاد
  • undeceive


    فریب ندادن


  • کمک کند

  • disabuse


    عدم استفاده

  • disenchant


    افسون کردن

  • disillusion


    سرخوردگی

  • enlighten


    روشن کردن


  • درست

  • debunk


    پاک کردن


  • در معرض گذاشتن


  • مستقیم تنظیم کنید

  • open the eyes of


    چشم باز کن


  • درست تنظیم کنید

  • shatter the illusions of


    درهم شکستن توهمات


  • صادق باش


  • بیدار شو

  • make sadder and wiser


    غمگین تر و عاقل تر کن


  • رکورد را ثابت کرد

  • free from misconception


    عاری از تصور غلط


  • حقیقت را آشکار کند

  • apprise


    آگاه کردن


  • اعلام کردن

  • notify


    بگو


لغت پیشنهادی

aggrandizement

لغت پیشنهادی

ale

لغت پیشنهادی

productive