attenuate
attenuate - تضعیف کردن
verb - فعل
UK :
US :
برای ساختن چیزی ضعیف تر یا کمتر
برای ساختن چیزی کمتر یا ضعیف تر
برای ساختن چیزی بلندتر و نازک تر
چند دقیقه استراحت، و او سطح اکسیژن خود را بازیابی کرد، اگرچه چیزی در درونش کاهش یافت.
اما انتظار می رود تحویل حتی به این شرکت ها به شدت کاهش یابد.
During calcium ingestion, factors such as calcitonin might attenuate bone resorption, while bone calcium deposition continues.
در طول مصرف کلسیم، عواملی مانند کلسی تونین ممکن است تحلیل استخوان را کاهش دهند، در حالی که رسوب کلسیم استخوان ادامه دارد.
The relationship between qualifications and jobs is attenuated by the complexities of labour market segmentation and this itself is subject to local diversification.
رابطه بین صلاحیت ها و مشاغل به دلیل پیچیدگی های بخش بندی بازار کار کاهش می یابد و این خود در معرض تنوع محلی است.
Accordingly, pre-exposure to the context can be expected to attenuate the extent to which latent inhibition will develop context-specificity.
بر این اساس، می توان انتظار داشت که قرار گرفتن پیش از مواجهه با زمینه، میزانی را که مهار پنهان باعث ایجاد ویژگی زمینه می شود، کاهش دهد.
این دارو اثرات ویروس را کاهش می دهد.
تابش خورشید توسط جو زمین ضعیف می شود.
آنها برای کاهش خشونت، نیروهای حافظ صلح بیشتری را پیشنهاد می کنند.
هنرمند اندام را ضعیف کرده است.
كاهش دادن
depreciate
مستهلک کردن
پایین تر
devalue
بی ارزش کردن
cheapen
ارزان کردن
devaluate
خلع درجه
downgrade
فرو رفتن
افسرده
depress
زنگ تفريح
علامت گذاری کنید
بنویس
حذف کردن
نزول کردن
کاهش دادن
lessen
کاهش
diminish
برش
تخفیف
devalorize
بریده بریده
discount
رها کردن
slash
تنزل دادن
باد کردن
degrade
کم ارزش کردن
deflate
axeUK
undervalue
axUS
axeUK
قیمت پایین تر
axUS
پایین نگه داشتن
قرار دادن
شیب
تحقیر کردن
dip
debase
قدردانی
افزایش دهد
upgrade
ارتقا دهید
علامت گذاری کنید
بالا بردن
افزایش دادن
fortify
مستحکم کردن
richen
غنی
تقویت
enrich
غنی سازی
thicken
غلیظ کردن
overvalue
ارزش بیش از حد
praise
ستایش
laud
بهتر کردن
بزرگنمایی کنید
enlarge
جداگانه، مجزا
افتخار ایالات متحده
honorUS
خالص - تصفیه
purify
کمک
پاک کردن
cleanse
تقسیم کنید
HonourUK
honourUK
تمیز
تمرکز
تایید
کمک کند
گوساله کردن
توسعه دادن، گسترش
beef up
پالودن
refine
