attenuate

base info - اطلاعات اولیه

attenuate - تضعیف کردن

verb - فعل

/əˈtenjueɪt/

UK :

/əˈtenjueɪt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [attenuate] در گوگل
description - توضیح

  • برای ساختن چیزی ضعیف تر یا کمتر


  • برای ساختن چیزی کمتر یا ضعیف تر

  • to make something longer and thinner


    برای ساختن چیزی بلندتر و نازک تر

  • A few minutes of rest and he recovered his oxygen level although something within felt attenuated.


    چند دقیقه استراحت، و او سطح اکسیژن خود را بازیابی کرد، اگرچه چیزی در درونش کاهش یافت.

  • But deliveries even to these companies are expected to be severely attenuated.


    اما انتظار می رود تحویل حتی به این شرکت ها به شدت کاهش یابد.

  • During calcium ingestion, factors such as calcitonin might attenuate bone resorption, while bone calcium deposition continues.


    در طول مصرف کلسیم، عواملی مانند کلسی تونین ممکن است تحلیل استخوان را کاهش دهند، در حالی که رسوب کلسیم استخوان ادامه دارد.

  • The relationship between qualifications and jobs is attenuated by the complexities of labour market segmentation and this itself is subject to local diversification.


    رابطه بین صلاحیت ها و مشاغل به دلیل پیچیدگی های بخش بندی بازار کار کاهش می یابد و این خود در معرض تنوع محلی است.

  • Accordingly, pre-exposure to the context can be expected to attenuate the extent to which latent inhibition will develop context-specificity.


    بر این اساس، می توان انتظار داشت که قرار گرفتن پیش از مواجهه با زمینه، میزانی را که مهار پنهان باعث ایجاد ویژگی زمینه می شود، کاهش دهد.

example - مثال
  • The drug attenuates the effects of the virus.


    این دارو اثرات ویروس را کاهش می دهد.

  • Radiation from the sun is attenuated by the earth's atmosphere.


    تابش خورشید توسط جو زمین ضعیف می شود.

  • They propose more peacekeeping troops to attenuate the violence.


    آنها برای کاهش خشونت، نیروهای حافظ صلح بیشتری را پیشنهاد می کنند.

  • The artist has attenuated the limbs.


    هنرمند اندام را ضعیف کرده است.

synonyms - مترادف

  • كاهش دادن

  • depreciate


    مستهلک کردن


  • پایین تر

  • devalue


    بی ارزش کردن

  • cheapen


    ارزان کردن

  • devaluate


    خلع درجه

  • downgrade


    فرو رفتن


  • افسرده

  • depress


    زنگ تفريح


  • علامت گذاری کنید


  • بنویس


  • حذف کردن


  • نزول کردن


  • کاهش دادن

  • lessen


    کاهش

  • diminish


    برش

  • cut


    تخفیف

  • devalorize


    بریده بریده

  • discount


    رها کردن

  • slash


    تنزل دادن


  • باد کردن

  • degrade


    کم ارزش کردن

  • deflate


    axeUK

  • undervalue


    axUS

  • axeUK


    قیمت پایین تر

  • axUS


    پایین نگه داشتن


  • قرار دادن


  • شیب


  • تحقیر کردن

  • dip


  • debase


antonyms - متضاد

  • قدردانی


  • افزایش دهد

  • upgrade


    ارتقا دهید


  • علامت گذاری کنید


  • بالا بردن


  • افزایش دادن

  • fortify


    مستحکم کردن

  • richen


    غنی


  • تقویت

  • enrich


    غنی سازی

  • thicken


    غلیظ کردن

  • overvalue


    ارزش بیش از حد

  • praise


    ستایش

  • laud


    بهتر کردن


  • بزرگنمایی کنید

  • enlarge


    جداگانه، مجزا


  • افتخار ایالات متحده

  • honorUS


    خالص - تصفیه

  • purify


    کمک

  • aid


    پاک کردن

  • cleanse


    تقسیم کنید


  • HonourUK

  • honourUK


    تمیز


  • تمرکز


  • تایید


  • کمک کند


  • گوساله کردن


  • توسعه دادن، گسترش

  • beef up


    پالودن


  • refine


لغت پیشنهادی

sound

لغت پیشنهادی

grind

لغت پیشنهادی

digest