barracuda
barracuda - باراکودا
noun - اسم
UK :
US :
یک ماهی گرمسیری بزرگ که گوشت می خورد
یک ماهی دریایی استوایی بزرگ با دندان های تیز که ماهی های دیگر را می خورد و می تواند به مردم حمله کند
a person who does business in a way that shows they only think about their own advantage even if this harms others
شخصی که به گونه ای تجارت می کند که نشان می دهد فقط به منافع خود فکر می کند، حتی اگر این به دیگران آسیب برساند
آنها تلاقی بین تابوت و باراکودا هستند.
من می دانم که کوسه ها و مارماهی ها و باراکودا و خارپشت های دریایی وجود دارند.
The latter is particularly successful on barracuda.
دومی به ویژه در باراکودا موفق است.
He ate his breakfast at the Grill every morning of his life desperate to get away from that barracuda.
او هر روز صبح زندگیاش صبحانهاش را در گریل میخورد، در حالی که ناامید میشد از آن باراکودا دور شود.
If the barracuda charges, the herring flee away on every side creating a clear tunnel through the shoal.
اگر باراکودا شارژ شود، شاه ماهی از هر طرف فرار می کند و یک تونل شفاف را از میان پشته ایجاد می کند.
باراکودا دو دایره کامل را با ترنت شنا کرد.
تعداد بسیار کمی از گونه های بزرگ ماهی های شکارچی در مدارس شنا می کنند، اگرچه باراکودا یک استثنا است.
ویجی، مالک صمیمی سانتانا خوشحال است که باراکودای شما را از ماهی کره ای به شما نشان می دهد.
tiger
ببر
fire-breather
آتش گیر
fire-eater
آتشخوار
pit bull
پیت بول
milquetoast
میلکوتاست
wimp
لم دادن
coward
ترسو
sissy
دختر
weakling
ضعیف
milksop
شیره
wuss
wuss
pansy
پانسی
Milquetoast
Milquetoast
snowflake
دانه برف
wussy
عجب
softy
نرم
namby-pamby
نامبی-پمبی
fraidy-cat
fraidy-cat
momma's boy
پسر مامان
yellow belly
گربه Scaredy
scaredy cat
جوجه
عروس دریایی
jellyfish
فرد ترسو
timid person
