seclusion
seclusion - گوشه گیری
noun - اسم
UK :
US :
حالت خصوصی بودن و دوری از افراد دیگر
حالت تنها بودن و دوری از افراد دیگر
آنها در خانه ساحلی یکی از دوستانشان اقامت کردند و از ده روز آرامش و خلوت لذت بردند.
بانی هانسن از زمان دستگیری همسرش در گوشه نشینی به سر می برد.
او را مصرف می کنند و در انزوا قرار می دهند.
Milosevic, who has remained in seclusion for the past two weeks, has yet to make any public pronouncement.
میلوسویچ، که در دو هفته گذشته در انزوا مانده است، هنوز هیچ اظهارنظر عمومی نکرده است.
The thing that drove him into seclusion was his failure to find anywhere a return of the warmth that flowed from him.
چیزی که او را به انزوا کشاند، ناتوانی او در یافتن بازگشت گرمایی بود که از او سرازیر می شد.
انزوا و آرامش جزیره
او بیشتر وقت خود را در انزوا در کوهستان می گذراند.
او به یک زندگی خلوت آرام فرار کرد و در مزرعه ای در روستایی ویرجینیا زندگی می کرد.
او دوست داشت در خلوت باغ خودش آفتاب بگیرد.
گوشه گیری از دنیای بیرون
برای تعطیلات طولانی تابستان، منزوی نسبی حومه شهر را ترجیح می دهم.
آنها به سختی منتظر بودند تا به خلوت خانه خودشان برگردند.
او از زمانی که از بازیگری بازنشسته شد در انزوا زندگی می کرد.
در برخی جوامع زنان در انزوا نگه داشته می شوند، به طوری که به ندرت در انظار عمومی دیده می شوند.
بعد از اینکه تمام هفته با یک گروه تور بودم، خوشحالم که به خانه خلوت خودم بازگشتم.
isolation
انزوا
solitude
تنهایی
حریم خصوصی
segregation
جداسازی
sequestration
توقیف
solitariness
عایق
aloneness
بازنشستگی
insulation
گوشه گیری
جدایش، جدایی
secludedness
جدایی
separation
قرنطینه
separateness
برداشت از حساب
quarantine
خصوصی بودن
withdrawal
پنهان کاری
privateness
کناره گیری
concealment
عقب نشینی
detachment
رازداری
retreat
پناه
secrecy
صلح
reclusion
دور بودن
reclusiveness
قایم شدن
سکوت
دوری
remoteness
پوردا
hiding
ساکت
peacefulness
ویرانی
quietness
aloofness
purdah
desolation
