pagan

base info - اطلاعات اولیه

pagan - بت پرست

noun - اسم

/ˈpeɪɡən/

UK :

/ˈpeɪɡən/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pagan] در گوگل
description - توضیح
  • pagan religious beliefs and customs do not belong to any of the main religions of the world and may come from a time before these religions


    باورها و آداب و رسوم مذهبی بت پرستان به هیچ یک از ادیان اصلی جهان تعلق ندارد و ممکن است مربوط به دوران قبل از این ادیان باشد.

  • someone who believes in a pagan religion


    کسی که به دین بت پرستی اعتقاد دارد

  • someone with few or no religious beliefs – used humorously


    شخصی با اعتقادات مذهبی کم یا بدون اعتقادات - به صورت طنز استفاده می شود

  • belonging or relating to a religion that worships many gods, especially one that existed before the main world religions


    تعلق یا مربوط به دینی که خدایان زیادی را می پرستد، به ویژه دینی که قبل از ادیان اصلی جهان وجود داشته است.

  • belonging or relating to a modern religion that includes beliefs and activities that are not from any of the main religions of the world for example the worship of nature


    تعلق یا مربوط به یک دین مدرن که شامل عقاید و فعالیت هایی است که از هیچ یک از ادیان اصلی جهان نیست، به عنوان مثال پرستش طبیعت.

  • a person who belongs to a religion that worships many gods, especially one that existed before the main world religions


    شخصی که به دینی تعلق دارد که خدایان بسیاری را می پرستد، به ویژه دینی که قبل از ادیان اصلی جهان وجود داشته است.

  • a person who has no religious beliefs


    فردی که اعتقادات مذهبی ندارد

  • a person who belongs to a modern religion that includes beliefs and activities that are not from any of the main religions of the world for example the worship of nature


    فردی که به یک دین مدرن تعلق دارد که شامل عقاید و فعالیت هایی است که از هیچ یک از ادیان اصلی جهان نیست، به عنوان مثال پرستش طبیعت.

  • belonging to or used in a religion that worships many gods


    متعلق به دینی که خدایان زیادی را می پرستد یا در آن استفاده می شود

  • Within a generation or two aristocratic Christians were pursuing the same interests as their pagan ancestors.


    در طی یک یا دو نسل، مسیحیان اشرافی همان علایق اجداد بت پرست خود را دنبال می کردند.

  • Not only in its primitive and pagan aspects, but also in sacred and scientific form.


    نه تنها در جنبه های بدوی و بت پرستانه، بلکه به صورت مقدس و علمی.

  • This ritual suggests the pagan belief in the baptism by blood rather than water as being more binding.


    این آیین نشان می دهد که اعتقاد بت پرستان به غسل ​​تعمید با خون به جای آب الزام آورتر است.

  • ancient pagan beliefs and rituals


    عقاید و آیین های باستانی بت پرستی

  • pagan Germanic tribes


    قبایل بت پرست ژرمن

  • Justin was martyred along with five other men and a woman for reftising to worship pagan gods.


    جاستین به همراه پنج مرد و یک زن دیگر به دلیل عبادت خدایان بت پرست به شهادت رسید.

  • He found himself before the emperor a second time after torching a pagan idol; his punishment was a severe flogging.


    او پس از به آتش کشیدن یک بت بت پرست، بار دوم خود را در برابر امپراتور دید. مجازات او شلاق شدید بود.

  • From 326 onwards pagan temples began to suffer the gradual loss of old endowments.


    از سال 326 به بعد معابد بت پرستان شروع به از بین رفتن تدریجی موقوفات قدیمی کردند.

  • We could do the sort of like I was just thinking weird pagan things.


    ما می‌توانستیم این کارها را انجام دهیم، من فقط به چیزهای بت پرستانه عجیب فکر می‌کردم.

  • The spruce branch fell to the floor and the ivy wound itself around her neck like some pagan wreath.


    شاخه صنوبر روی زمین افتاد و پیچک مانند تاج گلی بت پرستان به گردنش پیچید.

example - مثال
  • a pagan religion


    یک دین بت پرستی

  • The Easter egg has both pagan and Christian origins.


    تخم مرغ عید پاک هم منشأ بت پرستی و هم مسیحی دارد.

  • The wedding was a pagan ceremony held in a forest.


    عروسی یک مراسم بت پرستی بود که در یک جنگل برگزار می شد.

  • a pagan festival


    یک جشن بت پرستی

  • Originally pagans, the Anglo-Saxons were a Germanic people who invaded Britain in the fifth and sixth centuries.


    آنگلوساکسون ها که در اصل بت پرست بودند، قومی آلمانی بودند که در قرن پنجم و ششم به بریتانیا حمله کردند.

  • They are trying to stop some pagans from doing a nature ceremony.


    آنها در تلاشند تا برخی از مشرکان را از انجام مراسم طبیعت بازدارند.

  • It is the nonjudgmental nature of pagans that drew her to them.


    این ماهیت بدون قضاوت بت پرستان است که او را به سوی آنها کشانده است.

  • Those altars were used in pagan worship.


    از آن محراب ها در عبادت بت پرستی استفاده می شد.

synonyms - مترادف
  • heathen


    بت پرست

  • infidel


    کافر

  • idolatrous


    اگنستیک

  • agnostic


    آتئیست

  • atheistic


    بی دین

  • heathenish


    بی خدا

  • impious


    بی ایمان

  • irreligious


    غیر خداباور

  • ungodly


    مشرکانه

  • faithless


    آمریکا مشکوک

  • non-theistic


    بدبین انگلستان

  • paganistic


    مرتد

  • skepticalUS


    پوچ

  • scepticalUK


    مشرک

  • apostatical


    ناسزا

  • heathenistic


    بدعت گذار

  • nullifidian


    نامقدس

  • paganish


    کفرآمیز

  • polytheistic


    توهین آمیز

  • profane


    گناهکار

  • unbelieving


    بی احترامی

  • godless


    آزاد اندیشی

  • heretical


  • unholy


  • non-believing


  • blasphemous


  • sacrilegious


  • apostate


  • sinful


  • irreverent


  • freethinking


antonyms - متضاد
  • believing


    باور کردن


  • دینی

  • pious


    پارسا

  • godly


    خداپسندانه

  • devout


    عابد

  • civilizedUS


    متمدن ایالات متحده

  • Christian


    مسیحی

  • civilisedUK


    civilisedUK

لغت پیشنهادی

migratory

لغت پیشنهادی

fuels

لغت پیشنهادی

AG