studs

base info - اطلاعات اولیه

studs - ناودانی

N/A - N/A

stʌd

UK :

stʌd

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [studs] در گوگل
description - توضیح
  • a group of animals, especially high-quality horses, kept for breeding


    گروهی از حیوانات، به ویژه اسب های مرغوب، برای پرورش نگهداری می شوند

  • kept for breeding


    برای پرورش نگهداری می شود

  • a man who is considered to be attractive and skilled sexually


    مردی که از نظر جنسی جذاب و ماهر به حساب می آید

  • a small nail or piece of metal with a large rounded top that is attached to the surface of something usually for decoration


    یک میخ کوچک یا تکه فلز با رویه ای بزرگ و گرد که معمولاً برای تزئین به سطح چیزی وصل می شود.


  • یک قطعه کوچک از جواهرات فلزی که در قسمتی از بدن شما مانند گوش یا بینی قرار می گیرد

  • any of the small pointed objects that stick out from the bottom of some boots and shoes used in particular sports, for example football


    هر یک از اشیاء کوچک و نوک تیز که از پایین برخی از چکمه‌ها و کفش‌های مورد استفاده در ورزش‌های خاص مانند فوتبال بیرون می‌آیند.

  • with the studs of your football boots pointing at a player's leg when you tackle them


    در حالی که میخ های کفش های فوتبال شما در هنگام تکل زدن به پای بازیکن اشاره می کند

  • a fastener made from two small flat parts joined together by a short bar used for clothing for example to fix collars onto shirts


    یک بست ساخته شده از دو قسمت کوچک مسطح که توسط یک میله کوتاه به هم متصل شده اند، که برای لباس استفاده می شود، به عنوان مثال برای ثابت کردن یقه ها روی پیراهن ها

  • a small piece of metal many of which are attached to special tyres used for driving in the snow


    یک تکه فلز کوچک که بسیاری از آنها به لاستیک‌های مخصوصی که برای رانندگی در برف استفاده می‌شوند وصل شده‌اند

  • a male animal kept esp. for breeding


    یک حیوان نر نگهداری می شود. برای پرورش

  • a small bright-colored nail, often specially shaped, that is fixed esp. to cloth or leather as decoration


    یک میخ کوچک با رنگ روشن، اغلب به شکل خاص، که به طور خاص ثابت می شود. به پارچه یا چرم به عنوان تزئین

  • a small ball fixed to a metal post that fits through a hole made in the body esp. in the ear


    یک توپ کوچک که روی یک ستون فلزی ثابت شده و از سوراخی که در بدنه ایجاد شده است، قرار می گیرد. در گوش

  • any of the vertical wood or metal posts used to make the frame of a wall


    هر یک از پایه های چوبی یا فلزی عمودی که برای ساخت قاب دیوار استفاده می شود

example - مثال
  • David Grenfell runs a 170-acre stud farm in Co. Wexford, Ireland.


    دیوید گرنفل یک مزرعه گل میخ 170 هکتاری را در شرکت وکسفورد، ایرلند اداره می کند.

  • The Derby winner Generous will be put to stud at the end of the season.


    سخاوتمند برنده دربی در پایان فصل مورد مطالعه قرار خواهد گرفت.

  • He thinks he's a real stud.


    او فکر می کند که یک گل میخ واقعی است.

  • gold studs


    گل میخ های طلا

  • a nose stud


    یک گل میخ بینی

  • A sliding tackle with the studs up is illegal in most leagues.


    تکل سر خوردن با گل میخ در اکثر لیگ ها غیرقانونی است.

synonyms - مترادف
  • rivets


    پرچ ها

  • bosses


    رئیسان

  • braces


    بریس ها

  • pegs


    گیره ها

  • pins


    پین ها

  • buttons


    دکمه ها

  • knobs


    دستگیره ها

  • nails


    ناخن ها

  • tacks


    تکه ها

  • tintacks


    tintacks

  • staples


    بخیه

  • drawing pins


    سنجاق نقاشی

  • points


    نکته ها

  • pushpins


    تیر

  • spikes


    اتصال دهنده ها

  • fasteners


    انگشت شست

  • thumbtacks


    برادز

  • brads


    کلیپ

  • clip


    سیخ

  • skewers


    پیچ و مهره

  • bolts


    سوزن ها

  • needles


    سوزن ایمنی

  • safety pins


    قطعات یدکی

  • sparables


    شاخه ها

  • hobnails


    پین های پانل

  • sprigs


    nog

  • panel pins


    اسپیگوت ها

  • nog


    هک ها

  • spigots


    رولپلاک ها

  • hacks


  • dowels


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

stupid

لغت پیشنهادی

beat

لغت پیشنهادی

appeasement