democrat
democrat - دموکرات
noun - اسم
UK :
US :
دموکراتیزاسیون
به صورت دموکراتیک
کسی که به دموکراسی اعتقاد دارد یا برای رسیدن به آن تلاش می کند
عضو یا حامی حزب دموکرات ایالات متحده
عضو یا حامی حزب دموکرات در ایالات متحده است
فردی که به دموکراسی اعتقاد دارد
در ایالات متحده، عضو یا حامی حزب دموکرات است
شخصی که از حکومت مردم یا نمایندگان آنها حمایت می کند یا به آن اعتقاد دارد
فردی که به اصول دموکراسی اعتقاد دارد و از آن حمایت می کند
اما دموکرات ها لزوماً طرفدار تمرکززدایی نیستند.
او می گوید که شورا قبلاً بودجه اضافی داشته است، شوراهای کارگری و لیبرال دموکرات چقدر بیشتر می خواهند؟
But democrats are not necessarily for de-centralisation.
لیبرال دموکرات ها و کارگر می گویند بودجه آنها تنها راه جلوگیری از کاهش شدید بود.
He says that the council has already had extra funding how much more do the labour and liberal democrat councillors want?
لیبرال دموکرات ها خواهان یک مازاد خرج اندک تر ... هفت میلیون بودند.
یلتسین از کمونیست ها، ناسیونالیست های افراطی و حتی دموکرات های مترقی که قبلاً متحدان او بودند، عکس می گیرد.
دموکرات های سنا دیگر از او نمی ترسیدند.
Yeltsin is taking shots from Communists, ultranationalists and even the progressive democrats who used to be his allies.
اینجاست که سوسیال دموکرات از محکوم کردن پوچی هایی که به خوبی شرح می دهد خودداری می کند. یا به سادگی مشاهدات نیمه کاره تولید می کند.
بقیه دموکرات ها بین حمایت از یلتسین و یاولینسکی در تزلزل هستند.
Here is the social democrat refusing to condemn the absurdities he chronicles so well; or simply producing half-baked observations.
dictator
دیکتاتور
tyrant
ظالم
despot
مستبد
oppressor
اقتدارگرا
authoritarian
خودکامه
autocrat
فویرر
fuehrer
سزار
caesar
توتالیتر
totalitarian
فرعون
tyrannizer
مطلقه
pharaoh
مرد قوی
absolutist
انضباطی
strongman
مونکرات
disciplinarian
مارتینت
monocrat
هیتلر
martinet
خط كش
Hitler
فاشیست
ruler
اوتارک
fascist
برده ران
autarch
رئیس
slavedriver
رهبر
مشاور
فرمانده
نجیب زاده
مغول
الیگارش
magnate
سرکرده
mogul
سرمایه دار
oligarch
ringleader
tycoon